![]() |
|
|
« آقای جنتی باید نگران باشد یا مردم؟ |
صفحه اصلی
| هزاران سال است ... »
October 09, 2005
پراکنده های یکشنبه ... بم را از یاد نبرده ایم. امروز فاجعه ای وحشتناک تر از آن، چند کشور را قربانی کرده است. پیش از آن سیل و طوفان در آمریکا و دیروز این زلزله پر قدرت. آنهم در منطقه ای محروم و با مردمی در غرق شده در فقر. ما که خودمان بارها چنین فاجعه هایی را تجربه کرده ایم، شاید کمی بیشتر قربانیان را درک کنیم و اگر کاری از دستمان بر می آید کوتاهی نکنیم. سخنرانی بوش در روز ششم اکتبر چندبار مستقیما به ایران بعنوان یک کشور حامی تروریست ها اشاره کرد و موضوع سلاح های کشتار جمعی را پیش کشید و تکرار تهدیدهای گذشته. تهدید، که سیاستهای جناح بوش نشان داده است که چندان توخالی هم نیستند. اگر حرفهای مقامات انگلیسی را هم درباره ی دخالت ایران در ناآرامی های عراق پیش این بگذاریم، قاعدتا حاکمان ما باید متوجه شده باشند که زیاد نمی توانند روی اختلاف های اروپا و آمریکا مانوور اتمی بدهند. نه اینکه انگلیسیها تا امروز متوجه دخالت های ایران نبوده اند. گویا فقط منتظرند تا به موقع بعنوان یک اهرم فشار استفاده کنند. فکر می کنم اینکه جایزه صلح نوبل امسال به سازمان بین المللی انرژی اتمی داده شد، کار مانوورهای جهانی آقایان را مشکل تر می کند. اینطور، این سازمان وجهه بیشتری در افکار عمومی پیدا می کند و پشت گوش انداختن و بی توجهی به هشدارهای آن، روشی که حاکمان ما در پیش گرفته اند، مشکل تر و مشکل تر می شود. تا همین امروز هم این سازمان بارها نسبت به سیاست های اتمی آقایان هشدار داده است. این تنگ تر شدن حلقه فشارها را کسی می بیند؟ سایت شخصی خانم مهرانگیز کار حقوقدان و فعال حقوق زنان هم شروع به کار کرد که بیشتر را در خود سایت ببینید. در آخر هم اینکه: نوشته شده توسط پویا در 03:02 PM Salaam Pouya aziz, dastat dard ...besyaar moteassefam ...baayad soratemaan raa 1000 baraabar konimva na mariz shavim va na ghosse-bekhorim...faghat baayad kaar konim...toul mikeshad vali ghatreh haa mitavanand oghyaanous shavand...na? Be omide aan rouz.Sabz baashi
نوشته شده توسط Yasseman در October 9, 2005 10:00 PM Pouya aziz, dastat dard nakonad va merci baraay-e tarjome jaalebat dar Zanaan-e Iran. rajeb-e moshabe in masale dar jaai ke emsaal rafte boudam,baraayat khaaham nevesht.
نوشته شده توسط Yasseman در October 9, 2005 10:08 PM یاسمن جان سلام. ممنونم از محبت های همیشگی ت و حتما از چیزهایی که دیدی بنویس. شاید کمتر چیزی جای تجربه های شخصی را بگیرد.
نوشته شده توسط پویا در October 10, 2005 06:11 AM هنوز هم جايي گلي مي رويد درين مرداب و گنداب انساني و من به اميد بوييدن گل همچنان نفس مي كشم
نوشته شده توسط سالومه در October 10, 2005 06:29 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: