« آزادی دو انسان و نوشته ای درباره ی دیدگاه فمینیستی | صفحه اصلی | آقای جنتی باید نگران باشد یا مردم؟ »
October 06, 2005
آنچه امروز از ذهن و قلم گذشت


امروز به ترجمه ی مطلبی درباره زنان افغانستان گذشت. دختران و زنانی که در عوض مبلغ قرض پدرانشان واگذار می شوند یا به فروش می رسند. وقتی که در سایت زنان ایران منتشر شد مثل همیشه در اینجا خواهم نوشت تا لطف کنید و کل مطلب را بخوانید.
----------

دوازدهم مهرماه سومین سالگرد خاموشی نویسنده ی خوب احمد محمود بود. مانند او زیاد نیستند نویسندگانی که کارشان اینقدر ماندگار باشد. در خبرها بود که سالگرد او در سکوت و آرامش برگزار شد. من می گویم در سکوت بی تفاوتی، در سکوت هزاران دغدغه و سودای دیگر. حتی کانون نویسندگان هم در سکوت به سر می برد.

"همسایه ها"یش را همین چند هفته ی پیش بدست گرفتم به خیال یک نگاه سرسری، اما کشش زبان او نگاه سرسری تو را می گیرد، بر زمین می نشاندت و تو دیگر نمی توانی نخوانده کتاب را رها کنی. گیرم که بار دوم و سوم باشد. مگر می توانی قطعه ای از شاملو یا اخوان یا فروغ را سرسری بخوانی؟ حالا هر چند بار که خوانده باشی.
این مطلب را سال پیش در همین وبلاگ نوشتم.

----------
عکس های مانوور پلیس ضد شورش را حتما دیده اید. بی اختیار این سوال در هر ذهنی جرقه می زند که با این هیاهو و عکس ها و گزارش ها چه می خواهند به مردم بگویند؟ مانوور ضد شورش در داخل و مانوور اتمی در خارج.

نکته ای هم در حاشیه:
در میان این به اصطلاح دانشجویان شورشی، نقش دختران را مردان آرایش کرده ای بازی می کنند که مانتو و روسری زنانه به سر دارند.
این روزها مشغول خواندن کتابی از افسانه نجم آبادی استاد دانشگاه هاروارد هستم به نام «Women with Mustaches and Men without Beards» که به فارسی می شود «زنان سبیل دار و مردان بدون ریش». کتاب در کنار موضوعات دیگر به روند تحول یافته ی برداشت عمومی از مفاهیم زیبایی و جنیست در دوره ی پیش از قاجار و اوایل قاجار و بخصوص در دوره ی گفتمان مدرنیته می پردازد. تحول از برداشتی که بیشتر همواروتیک بود (به این فکر کنید که این برداشت حتی در آموزش های دینی آن دوران هم وارد شده بود مثل مفهوم غلمان در کنار حوریان و یا نظربازی در آموزش های صوفیانه) به برداشتی که بیشتر و بیشتر جنبه هترواروتیک پیدا کرد. من تا پیش از خواندن جزوه ی «معایب الرجال» نوشته ی بی بی خانم استرابادی نمی دانستم که این جنبه ی همواروتیک از موضوعاتی بوده که زنان در دوره مدرنیته باید به شوهرانشان اعتراض می کردند و خواهان برچیده شدن آن می شدند. نجم آبادی به نقاشی های دوره ی صفوی و بخصوص قاجار بعنوان یکی از منابع مهم تحقیق خودش پرداخته است. نمی خواهم این موضوع را ادامه بدهم، چون هنوز در اوایل کتاب هستم. اما دیدن عکس های این مردان آرایش کرده در مانوور مرا به یاد کتاب انداخت. شاید کاملا بدون ربط، شاید هم نه.
یادآوری هم اینکه من آگهی این کتاب را در وبلاگ فرنگوپلیس دیدم.

نوشته شده توسط پویا در 10:35 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

برایتان آرزوی موفقیت دارم ............

نوشته شده توسط اخبار سایت های فیلتر شده در October 7, 2005 10:02 PM

پویای عزیز,
من از خواندن کتاب نجم آبادی بسیار لذت بردم. امیدوارم شما هم خوشت بیاید. منتظر می مانم تا وقتی کتاب را تمام کردی اگر در موردش چیزی نوشتی بخوانم و با همک تبادل نظر کنیم. ممنون از لینک.
موفق باشی.

نوشته شده توسط سيما در October 8, 2005 04:34 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
کتابخوانی ما ایرانی ها - به فرهنگ شفاهی خو گرفته ایم
بر رحمان ها در سیبری چه گذشت؟ - نسل گمشده
تصاویری از تاریخ تئاتر ایران در سالهای 20
خانواده ی بدون مشکل یا تابوهای ریشه دار ما؟ -! Perfect family
چارچوب هایی اینقدر متفاوت
«فتنه» ؟
درگذشت زنده یاد فریدون آدمیت- و آرامگاه احمد کسروی کجاست؟
ضرورت استقلال جنبش زنان- به بهانه ی درگذشت مریم فیروز
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661