![]() |
|
|
« واژه ها ... |
صفحه اصلی
| آنها فقط وعده بود. وعده های کلی »
September 17, 2005
تجربه ای تکرارنشدنی ... وقتی نوشته ای را درباره ی تئاتر در وبلاگی یا سایتی می خوانی، هم احساسی نوستالژیک داری به خاطر آنچه سالها پیش خودت دیده ای و تجربه کرده ای و هم احساس بزرگتر حسرت. حسرت از اینکه اینجا جایی ست که دیگر امکان ندارد بتوانی به آن دسترسی پیدا کنی. نوشته شده توسط پویا در 10:59 AM پویا عزیز شخصا از سینما و نمایش بی اطلاعم اما استقبال از تاتر و موسیقی سنتی و ...را به بادهای موسمی تشیه می کنم در ایران ....نمی دانم از چه روی به نا گه شوق و اشتیاق عمومی جمع را فرا می گیرد پس از مدت کوتاهی وا می نهد و با زدوره ای که به دوره افتد و باز گیرد ...تب نمایش و یاد گیری موسیقی سنتی و.....نمی دانم شاید چون در این باره اطلاعاتی ندارم برداشتم چنین است اما به هر روی ..شاد باشی
نوشته شده توسط آشیل در September 17, 2005 12:46 PM آشیل عزیز در مورد تئاتر فکر می کنم که این بستگی به این هم دارد که چه کارهایی عرضه می شوند. اگر هنرمند آزاد باشد که کارهای خوب و از دل برآمده ارائه کند حتما مخاطب هم زیاد خواهد داشت. اما کارهای کلیشه ای و بی کیفیت بیننده هم کمتر خواهد داشت. یک موضوع دیگر هم اینکه جامعه چقدر سرزنده و با نشاط است. سالهای اول پس از انقلاب یا اولین سالهای پس از 2 خرداد (اما نه به اندازه ی اولی) که جامعه پر نشاط تر بود و هنرمندان آزادی بیشتری داشتند طبیعتا اقبال مردم به این جور چیزها هم بیشتر بود. البته این که من گفتم فقط یکی از دلایل می تواند باشد، که البته کم هم اهمیت ندارد.
نوشته شده توسط پویا در September 17, 2005 03:40 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: