« واژه ها ... | صفحه اصلی | آنها فقط وعده بود. وعده های کلی »
September 17, 2005
تجربه ای تکرارنشدنی ...

وقتی نوشته ای را درباره ی تئاتر در وبلاگی یا سایتی می خوانی، هم احساسی نوستالژیک داری به خاطر آنچه سالها پیش خودت دیده ای و تجربه کرده ای و هم احساس بزرگتر حسرت. حسرت از اینکه اینجا جایی ست که دیگر امکان ندارد بتوانی به آن دسترسی پیدا کنی.
کتاب و فیلم را می شود خرید یا سفارش داد تا کسی برایت بفرستد. اما تئاتر را باید خودت حضور داشته باشی. باید فضا و صحنه را لمس کنی. اینجا دیگر رابطه، یک رابطه ی انسانی مستقیم است. باید انسان ها را لمس کنی. بدون واسطه.
یادم هست اولین بار، نوجوانی 13-12 ساله بودم و محصل مدرسه ای در شهرستانی کوچک که از طرف مدرسه ما را برای دیدن تئاتری بردند. هنوز هم فکر می کنم چرا آن تئاتر؟ چون موضوع آن اتفاقا یک موضوع اجتماعی عمومی در یک روستا بود و نه یک نمایش برای کودک و نوجوان. حتی پس از نمایش هم وقتی برای سوال و جواب با کارگردان گذاشته بودند که جوانی بود تقریبا 30 ساله.
هر چه بود، پس از آن روز دیگر هیچ چیز نتوانست جای لذت دیدن یک نمایش خوب را روی صحنه ی تاتر بگیرد. من هم مثل همه فیلم های خوب کم ندیده ام و درسالنهایی با کیفیت بالای فنی. اما لذت دیدن یک نمایش تاتر منحصر بفرد است یعنی تکرارشدنی نیست.
آخرین تاتری که دیدم در سالن تاتر کوچک تهران در نزدیکی پارک ملت بود.
شما دوستانی که در ایران زندگی می کنید، از موقعیت ها استفاده کنید. می گویند تاترهای خوبی به روی صحنه می آورند.

نوشته شده توسط پویا در 10:59 AM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

پویا عزیز شخصا از سینما و نمایش بی اطلاعم اما استقبال از تاتر و موسیقی سنتی و ...را به بادهای موسمی تشیه می کنم در ایران ....نمی دانم از چه روی به نا گه شوق و اشتیاق عمومی جمع را فرا می گیرد پس از مدت کوتاهی وا می نهد و با زدوره ای که به دوره افتد و باز گیرد ...تب نمایش و یاد گیری موسیقی سنتی و.....نمی دانم شاید چون در این باره اطلاعاتی ندارم برداشتم چنین است اما به هر روی ..شاد باشی

نوشته شده توسط آشیل در September 17, 2005 12:46 PM

آشیل عزیز در مورد تئاتر فکر می کنم که این بستگی به این هم دارد که چه کارهایی عرضه می شوند. اگر هنرمند آزاد باشد که کارهای خوب و از دل برآمده ارائه کند حتما مخاطب هم زیاد خواهد داشت. اما کارهای کلیشه ای و بی کیفیت بیننده هم کمتر خواهد داشت. یک موضوع دیگر هم اینکه جامعه چقدر سرزنده و با نشاط است. سالهای اول پس از انقلاب یا اولین سالهای پس از 2 خرداد (اما نه به اندازه ی اولی) که جامعه پر نشاط تر بود و هنرمندان آزادی بیشتری داشتند طبیعتا اقبال مردم به این جور چیزها هم بیشتر بود. البته این که من گفتم فقط یکی از دلایل می تواند باشد، که البته کم هم اهمیت ندارد.
تو هم شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در September 17, 2005 03:40 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
کتابخوانی ما ایرانی ها - به فرهنگ شفاهی خو گرفته ایم
بر رحمان ها در سیبری چه گذشت؟ - نسل گمشده
تصاویری از تاریخ تئاتر ایران در سالهای 20
خانواده ی بدون مشکل یا تابوهای ریشه دار ما؟ -! Perfect family
چارچوب هایی اینقدر متفاوت
«فتنه» ؟
درگذشت زنده یاد فریدون آدمیت- و آرامگاه احمد کسروی کجاست؟
ضرورت استقلال جنبش زنان- به بهانه ی درگذشت مریم فیروز
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661