« چند مطلب پراکنده ... | صفحه اصلی | نتیجه جمع آوری پول برای جلوگیری از اعدام یک انسان ... »
September 03, 2005
تابستانی دیگر در گورستان خاوران


نگاهی به آنچه در تابستان 1367 گذشت از دریچه ی دو نامه و یک خاطره ...

17/7/1365 - از نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی:
"آیا می دانید در زندانهای جمهوری اسلامی به نام اسلام جنایاتی شده که هرگز نظیر آن در رژیم منحوس شاه نشده است؟ آیا می دانید عده زیادی زیر شکنجه بازجوها مردند؟ آیا می دانید در زندان مشهد در اثر نبودن پزشک و نرسیدن به زندانیهای دختر جوان بعدا ناچار شدند حدود 25 نفر دختر را با اخراج تخمدان و یارحم ناقص کنند؟
آیا میدانید در زندان شیراز دختری روزه دار را با جرمی مختصر بلافاصله پس از افطار اعدام کردند؟ آیا می دانید در بعضی زندانهای جمهوری اسلامی دختران جوان را به زور تصرف کردند؟ آیا می دانید هنگام بازجویی دختران استعمال الفاظ رکیک ناموسی رایج است؟ آیا می دانید چه بسیارند زندانیانی که در اثر شکنجه های بی رویه کور یا کر یا فلج یا مبتلا به دردهای مزمن شده اند و کسی به داد آنان نمی رسد؟"

5/7/1366 - نامه دیگر:
"شنیده شد فرموده اید: «فلانی مرا شاه و اطلاعات مرا ساواک شاه فرض می کند.» البته حضرتعالی را شاه فرض نمی کنم ولی جنایات اطلاعات شما روی شاه و ساواک شاه را سفید کرده است. من این جمله را با اطلاع عمیق می گویم."

درباره آنچه در تابستان 1367 گذشت، از زبان آیت الله منتظری:
"بالاخره مدتی ملاقاتهای زندانیان را تعطیل کردند و بر حسب گفته ی متصدیان با استناد به این نامه (نامه آیت الله خمینی) حدود دو هزار و هشتصد یا سه هزار و هشتصد نفر زندانی تردید از من است از زن و مرد را در کشور اعدام کردند ... در همین قم یکی از مسئولین قضایی آمد پیش من و از مسئول اطلاعات قم گله می کرد که می گوید تند تند اینها را بکشیم از شرشان راحت شویم، من می گویم آخر پرونده های اینها را بررسی کنیم یک تجدید نظری در حکم اینها بکنیم، می گوید حکم اینها را امام صادر کرده ما فقط باید تشخیص موضع بدهیم، به بعضی افراد می گویند تو سر موضعی؟ او هم نمی داند قضیه از چه قرار است می گوید بله، فوری او را می برند اعدام می کنند."

"بعد من دیدم آنها دارند کارشان (اعدامها) را ادامه می دهند، اول محرم شد من آقای نیری که قاضی شرع اوین و آقای اشراقی که دادستان بود و آقای رئیسی معاون دادستان و آقای پورمحمدی که نماینده اطلاعات بود را خواستم و گفتم الآن محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه دارید، آقای نیری گفت: «ما تا الآن هفتصد و پنجاه نفر را در تهران اعدام کرده ایم، دویست نفر را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده ایم کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید ... "

نوشته شده توسط پویا در 01:56 PM

نظرات (8)


نظرهای نوشته شده:

taasof avare.movafagh bashid..

نوشته شده توسط manina در September 3, 2005 05:50 PM

Salaam Pouya azizi, faajee 67 nabaayad az zehne melat-e Iran pak shavad ...kaarat binehaayat houshmandane ast ( baa selaahe khodeshaan khaeselaaheshaan mikonim!) Maa zede jang va enteghaam joui hastim...amaa baa khaateraat,va in boghz ke ensaan raa khafe mikonad che baayad kard? che kassi javaab gouy-e koshtaar-e 67 va niz ghatl haay-e zanjirei hast?taa behaal ke dar matbouat-e Iran --
hameash be sokout gozashte
Azad va zende baashii

نوشته شده توسط Yasseman در September 3, 2005 08:55 PM

سلام پویا !
بدبختانه این ننگی ست بر پیشانی ایرانیان که تا رفتن این آخوندا باقی ست .شاید روزی بشود این گلستان خاوران را برای عبرت آیندگان با نام و یاد آن عزیزان تزئین کرد .
پیروز باشی !

نوشته شده توسط puya در September 3, 2005 09:25 PM

مانینا و پویای گرامی ممنونم که به اینجا سر زدید.
شاد باشید
پویا

نوشته شده توسط پویا در September 4, 2005 12:35 PM

یاسمن جان ممنون. درست می گویی. نباید به دنبال انتقامجویی بود. ضرب المثل معروفی هست که می گوید "می بخشیم اما فراموش نمی کنیم." که برداشت من اینست که انتقامجویی نمی کنیم اما در حافظه تاریخی مان هم مانده است تا دوباره به شکلی دیگر تکرار نکنیم.
دوست من می دانی که چگونه همین تاریخ 25 ساله ی گذشته را وارونه جلوه داده اند. وبلاگهای خیلی از جوانها را که می خوانم می بینم که یا به آنچه بر جامعه ی آنها گذشته علاقه ای ندارند و یا درک مه آلود و پر تناقضی دارند. دیده ام که کسانی در تقسیم بندی نادرستی که از رویدادهای این سالها می کنند از دسته ای به نام شصت و هفتی ها یاد می کنند. تو گویی نه از انسان که از اجناس دکان می نویسند.
شاید برداشت درستی نباشد این، اما فکر می کنم از یک طرف تاریخ همین چند سال پیش را وارونه جلوه می دهند و از طرف دیگر هم کسی آنچنان در بند جستجو و پیداکردن آنچه گذشت نیست. بدون شک همه اینطور نیستند اما آنها که به گذشته بعنوان "آنچه به من مربوط نیست" نگاه می کنند، تعدادشان کم نیست.
شاد باشی دوست من
پویا

نوشته شده توسط پویا در September 4, 2005 12:45 PM

سلام پویا جان
این نامه تداعی گر آن روزهای تلخ بود
هنوز مرگ را
در پشت درهای بسته
در کمین شان می بینم
صدای نفس هایش را می شنوی؟
می شنویی چگونه
در ظلمت پنجه می اندازد؟

نوشته شده توسط خیال تشنه در September 4, 2005 06:25 PM

سلام. ((هيچ صيادی در جوی حقيری که به گودالی ميريزد مرواريدی صيد نخواهد کرد )) هميشه ايام به کام . خوشحال ميشم اگه ...

نوشته شده توسط حسن در September 6, 2005 12:27 AM

به اميد آزادي

نوشته شده توسط آرش در September 7, 2005 11:03 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661