«باز فریاد بلور خانم تو حیاط دنگال می پیچد. امان آقا، کمربند پهن چرمی را کشیده است به جانش. هنوز آفتاب سر نزده است. با شتاب از تو رختخواب می پرم و از اتاق می زنم بیرون ...»
تعداد رمان هایی که وقتی پس از چند بار خواندن بدست بگیری و نتوانی دیگر زمین بگذاری شاید زیاد نباشد. «همسایه ها» ی زنده یاد احمد محمود از این نادر رمانها است. به تصادف نگاهی به دو سه صفحه از آن انداختم اما نتوانستم دوباره به اولین صفحه بر نگردم و باز از نو در دنیای خالد که دنیای هر یک از ما هم هست غرق نشوم.
اگر شما «همسایه ها» را نخوانده اید، هیچوقت برای بدست گرفتن یک رمان خوب دیر نیست.
----------
از دنیای اساطیر در پست قبلی به دنیای خودمان سری بزنیم.
در اروپا حزب های کوچکی هستند که برای گرفتن رای مردم از روشهای به اصطلاح پوپولیستی یعنی مردم پسندانه اما بی محتوا و بی اساس استفاده می کنند. پیشنهادهای عجیب که در نگاه اول درست به نظر می آیند اما کمی دقیق که می شوی بی اساس بودن بودن این پیشنهادها خیلی زود آشکار می شود. چیزی از جنس وعده ی پنجاه هزارتومانی آقای کروبی سر هر ماه.
اما موضوع این نوشته، آن وعده و خود آقای کروبی نیست.
در خبرها بود که آقای احمدی نژاد در "جشنواره شهید رجائی" گفته است: « نميشود شاهد تفاوت دهها دريافتي بين كارمندان و مسوولان سازمانها بود و از سويي ديگر انتظار تحول داشته باشيم. اگر ميتوانيم حقوق همه را بالا ببريم، مثبت است ولي اگر مشكل است دريافتي آنهايي را كه بالا است پايين آورده و پايينيها را بالاببريم و اگر واقعا نشد همه را پايين آورده و هم سطح كنيم.»
مهم، داشتن برنامه و هدف روشن برای عدالت اجتماعی نیست. مهم اینست که بگوییم ما کاری می خواهیم بکنیم. این روشهای کلی گویی در جامعه ای مثل ما تاثیر خودش را دارد. این بخشی از فرهنگ ماست که "حالا بگذار این یکی بیاید، شاید ... شاید این یکی کاری کرد ..." و عاقبت کار به قسمت و سرنوشت موکول می شود.
متاسفانه بخش بزرگی از ما کمتر یا بیشتر در دنیایی زندگی می کنیم که در آن هیچ چیز دلیل هیچ چیز نیست. همه چیز می تواند اتفاق بیافتد وا گر تا حالا نیافتاده، معلوم نیست که فردا اتفاق نیافتد. اگر روزی «خاتمی می توانست یک کاری بکند ...» و نتوانست، امروز «احمدی نژاد شاید بتواند ...». این کاری ست که ما امید داریم هر کسی بتواند. اما در عمل گویا هیچکس نمی تواند.
احمدی نژاد در ادامه می گوید:« باور من اين است كه كوچكسازي به واگذاري اختيارات و حوزه دخالتهاست؛ نه اينكه تعداد كاركنان و كارمندان را كاهش دهيم. بايد در بعضي جاها تجديدنظر و اختيارات را واگذار كنيم. آن وقت دولت خود به خود كوچك ميشود.»
برنامه ای برای نیروی کار دولتی که با واگذاری اختیارات به بخش حصوصی، آزاد می شود داریم؟ به نظر می رسد که نه، چون قرار است دولت «خود به خود» کوچک شود. اما چگونگی یا پی آمدهای آن گویا دغدغه ی کسی نیست.
دلیل انتخاب این موضوع بیشتر برای یادآوری این «مردم گرایی بی پایه (همان پوپولیسم)» و آمادگی جامعه ی ما برای پذیرش آن بوده است. نمونه ها متاسفانه کم نیستند، هر چند که بیشتر از همین دو تا در حوصله ی خواننده ی این وبلاگ شاید نباشد.
Salaam Pouya aziz. Romaan haay-e Ahmad Mahmoud vaghean khandanist va dar saal haay-e60 haalo havaay-e bekhossoussi daast...Merci baraay-e tamaane motouni ke zahmat mikeshi va minevisssi, az tarjome gerefte taa akhbaar va mataalebe
taarikhi va ejtemaai
Baa dousti
نظرهای نوشته شده: