![]() |
|
|
« واژه های شاعرانه و ادعاهای بی پایه از ایلام... |
صفحه اصلی
| 28 مرداد در حافظه تاریخی ما ... »
August 18, 2005
چرا افسردگی؟ ![]() پی نوشت: امیدوارم کمک به زنی که روز به روز به چوبه دار نزدیکتر می شود را فراموش نکرده باشید. دوستان مقیم خارج می توانند از طریق PayPal هم به سادگی کمک کنند. اطلاعات بیشتر را دوستان مقیم ایران در سایت زنان ایران گذاشته اند. ---------- در خبرها هست که آمارگیری محققان نشان می دهد 71 درصد نوجوانان ایرانی دچار افسردگی هستند. جای تعجب دارد که تعداد دخترانی که افسردگی دارند 2 برابر پسران است؟ با محدودیت های بسیار بیشتری که برای دختران وجود دارد این طبیعی هم هست. تفاوت بین دخترها و پسرها در حدود 18 سالگی بیشتر است یعنی همان سالهایی که فشارهای مختلف روی دخترها بیشتر می شود. در بعضی جاها موضوع ازدواج اجباری پیش می آید و درجاهای دیگر روی فعالیت اجتماعی دخترها حساستر می شوند. برای داشتن قضاوت درست تر نباید فقط به وضع دختران و پسران اسکیت سوار چند محله ی تهران نگاه کرد. در شهرستانهای کوچکتر این محدودیت ها بسیار بیشتر تاثیر خودشان را می گذارند. طبق همین آمار، افسردگی نوجوانان در خانواده های کم درآمد بیشتر است. جایی که سنت و فقر و نداشتن امکانات دست به دست هم بدهد چه چیزی جز حسرت و افسردگی برای یک روح جوان باقی می گذارد؟ بدون شک این افسردگی ها در سالهای بزرگسالی نه فقط روی خود این جوانها بلکه زندگی مشترک و خانوادگی شان هم تاثیرات منفی می گذارد. مشکلاتی مثل خشونت خانوادگی یا اعتیاد. مدتی بود که در چند ساله ی اخیر کانونهای فرهنگی و هنری رشدی پیدا کرده بودند و این محل ها می توانستند جایی باشند که جوانها با هم فعالیتی داشته باشند و در محیط آرام و در عین حال شاد روزهای جوانی شان را بهتر از امروز بگذرانند. اما این کانونها هم کم کم تعطیل شدند و یا از رونق افتادند. امروز آقایان از گردانهای شهادت و مانورهای نوجوانان بسیجی می گویند. امروز آقایان از گسترش فرهنگ عفاف می گویند که یعنی محدودیت های باز هم بیشتر. برای برانداختن فقر هم از صدقه و خیرات، برنامه ی بیشتری ارائه نمی دهند. اگر این را هم اضافه کنیم که 90 درصد نوجوانان آذربایجان غربی خودشان را در خطر آسیب های اجتماعی مثل اعتیاد، بیکاری، مشکلات خانوادگی، بزهکاری و بیماری های آمیزشی می دانند، بی اختیار این سوال پیش می آید که ما در سالهای آینده با چه نسلی رو به رو هستیم؟ نوشته شده توسط پویا در 08:22 PM به مسئله جالب و بسیار جدی اشاره کردهای، امیدوارم در این مورد بیشتر بنویسی. اسد
نوشته شده توسط بیلی و من در August 18, 2005 08:52 PM ممنونم اسد گرامی. به هر حال باید از آنچه بتدریج بر سر جامعه می آید گفت. می دانی که هدف هم اینست که جامعه (در همین حد توان اندک این وبلاگ) به آنچه بر او می گذرد حساس شود. پویا
نوشته شده توسط پویا در August 18, 2005 09:02 PM کشور های آمریکای لاتین هم به لحاظ فقر و محرویت با ما برابری می کنند اما به دلیل وجود آزادی, در فرهنگ و موسیقی شان , شادی موج میزند.
نوشته شده توسط آرش در August 20, 2005 10:55 AM آرش گرامی به نکته دقیقی اشاره کردی یعنی آنچه که در طول تاریخ بر مردم ما رفته است. من به گوشه ی کوچکی در این پست درباره ی موسیقی اشاره کرده ام: ممنونم که به اینجا سر زدی.
نوشته شده توسط پویا در August 20, 2005 01:27 PM مویز برای درمان افسردگی بسیار مفید است
نوشته شده توسط در October 16, 2007 08:18 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: