« به یاد پیر رند خراسانی و زلال اشکهایش | صفحه اصلی | کمک برای نجات جان یک انسان و دو مطلب کوتاه... »
August 04, 2005
دلسوزی یا احترام؟ و چند اشاره ی کوتاه...

سرگرم ترجمه ی مقاله ای درباره ی نگرانی های زنان عراقی از محدودیت هایی که ممکن است در قانون اساسی جدید برای آنها بوجود بیاید بوده ام. اینکه قوانین شرعی یا قوانین عرفی گرایش اصلی قانون اساسی جدید را تعیین کنند، شاید بیشتر از همه برای زنان ملموس باشد. امیدوارم فردا در سایت زنان ایران منتشر شود.
همینطور هم یک گالری فلش از سیمای زنان قاجار است که آنهم باید همین روزها روی سایت زنان ایران قرار بگیرد. فکر کردم دیدن چهره های پشت حجاب و حبس شده در اندرون های تاریخ می تواند جالب باشد. حتی اگر صد سالی از آن گذشته باشد.
یادم هست که عکسهای شادآفرین قدیریان از دختران امروزی و با زندگی امروزی، گیتار و ضبط صوت و ... ، اما پوشیده در لباس قاجاری روی من بسیار تاثیر گذاشت چون حس کردم پیام عمیقی در خودش دارد. نمی دانم خود عکاس چه فکری در پشت اثرش داشته است اما به نظر من بخوبی آن مدرنیته ی اسیر در پنجه های سنت را نشان می دهد که جامعه ی ایرانی سالهاست با آن دست به گریبان است.
----------
صحبت از مدرنیته شد. بعضی نامه ها و بیانیه ها را که درباره اکبر گنجی می خوانم، به این شک می کنم که نامه یا بیانیه نویس بدون عجله و سرسری نوشته های گنجی را خوانده باشد. گنجی در دو مانیفست خودش و در نامه های آخرینش در زندان، تمام سعی خودش را می کند تا اقدام خودش را به عنوان یک اقدام مدنی به ثبت تاریخ بسپارد. یعنی آن برداشت مظلوم مذهبی و صحرای کربلا و شهید راه حق تبدیل می شود به مبارزه ی شهروندی برای حقوق شهروندی خودش در جامعه ی امروز. پافشاری گنجی و مبارزه ی گنجی صرف نظر از اینکه به نظر هر یک از ما روشی درست یا نادرست باشد، یک مبارزه ی مدنی است. مدرن است و هیچ رنگ مذهبی ندارد. روح حاکم بر مانیفست گنجی و نامه های او با روح حاکم بر روایت های مظلومان دینی تفاوت بنیادی دارد. گنجی نمی خواهد دین حق را جایگزین نظام ناحق کند. تمام تلاش گنجی این است که گفتمان حاکم را از یک جامعه ی دینی و ولایی و مبتنی بر بیعت، به گفتمان یک جامعه ی مدنی مبتنی بر قوانین بشرساخته و برای بشر تبدیل کند. جامعه ای که دین، حق یا ناحق، موضوعی شخصی ست.
به نظر من جای تعجب بسیار دارد که هنوز برای دفاع از گنجی از صحرای کربلا بگوییم و کافر بودن و شمشیر کشیدن و جنگ خندق را پیش بکشیم. همانطور که برای آزادی یک وبلاگ نویس فرهنگ عجزنامه نویسی را پیش گرفتیم. من فکر می کنم توجه و قدردانی از گنجی بیش از همه چیز، در درک اندیشه ها و تقویت گفتمان مدنی اوست.
جای گنجی دردلها و احساسات انسانی ما و بیشتر از آن در اندیشه ی ماست. برای گنجی دل نسوزانیم. گنجی شایسته ی احترام انسانی ماست. به اندیشه ی او احترام بگذاریم. به نظر من گنجی نمی خواهد شهید صدر اسلام باشد بلکه فقط یک شهروند ساده ی آزاد. این آن چیزی ست که او برایش به این روز افتاده است.

نوشته شده توسط پویا در 07:08 PM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661