خبرها و گزارشها را درباره ی اوضاع کشورمان نمی توان بدون نگرانی جدی دنبال کرد. احتمال اعلام اینکه ایران قدرت تولید سلاح اتمی را دارد، نظامی کردن فضای کشور و ترتیب دادن دسته های تروریستی هر چند فقط برای تبلیغات و شعار باشد. خود مطالب را در اینجا و اینجا دنبال کنید.
----------
وضعیت جسمی گنجی طبق گفته ی همسرش و نوشته ی سایت ها خیلی بحرانی شده است. گویا حکومت هم با اطمینان از نبود یک حرکت موثر اجتماعی خودش را تا حالا مجبور به عقب نشینی ندیده است. فشارهای بین المللی هست اما معلوم نیست کافی باشد. نوشته های اصلاح طلبان حکومتی و پشتیبانان آنها که بطور جدی معتقد بودند باید با هاشمی رفسنجانی ائتلاف کرد و آزردن هاشمی به صلاح اصلاح طلبی نیست، حالا کم کم ستون مقاله های سایت ها را پر می کنند و همه از گنجی و مقاومت و حماسه او می گویند. همانها که تا دیروز او را بخاطر امتشار مانیفست اول به افراط کاری متهم می کردند. این ائتلاف با هاشمی فقط مربوط به این جریان انتخابات ریاست جمهوری نیست و حدود 4 سال سابقه دارد.
----------
در روزنامه ی اینترنتی «ایران ما» می خوانم که نهم مرداد ماه سالروز درگذشت فرهاد خواننده ی خوب ماست.
به یاد نامه دوم اکبر گنجی می افتم که شعر این ترانه - شبانه سروده ی زنده یاد شاملو - را در آخر نامه اش آورده است.
خاطره ی من از این شعر و ترانه بر می گردد به نوجوانی خودم در غروب غمگین 17 شهریور سال 57 . صدای مسلسل ها و تیرها خاموش شده بود. کوچه ها خلوت و ساکت. پنجره ای که صدای این ترانه را به آهستگی در کوچه ی خلوت پخش می کرد. این ترانه همیشه با همان سنگینی غروب آن کوچه در جان می نشیند.
دردناک نیست که امروز پس از بیشتر از بیست سال، این سرود و ترانه، هنوز باید زبان حال کسی مثل گنجی باشد؟ فکر می کردیم از این سرودها تنها خاطره ای باقی خواهد ماند اما ...
ترانه را با هم بشنویم ...
نظرهای نوشته شده: