« شجاعت و آگاهی بی بی خانم | صفحه اصلی | به یاد قیام ملی 30 تیر: وقتی که مردم حضور دارند ... »
July 19, 2005
گزارش یک دادگاه و لیست امضاها...

گزارش دادگاه کبرا رحمانپور را می خوانم. دختر جوانی که با مردی 64 ساله ازدواج کرده و مدتها قربانی خشونت خانوادگی بوده است تا در جریان یک درگیری مادر شوهرش به قتل می رسد و او در دادگاه مجرم شناخته می شود. امروز هم نجات جان او بسته به رضایت فرزندان مادر شوهرش است. من نظر کارشناسی ندارم اما نمی توانم امروز این فکر را از خودم دور کنم که وقتی کار به اینجا می کشد و همه چیز بر پایه ی جلب رضایت شخصی طرف مقابل قرار می گیرد، آیا به سود قربانی است که این کارزارها و اقدامات پر سر وصدا انجام شود؟ یا بر عکس می تواند عکس العمل منفی در کسانی که باید رضایت بدهند ایجاد کند. در دادگاه این واکنش منفی و دفاعی دو سه مرتبه تکرار می شود.
گزارش دادگاه را که می خوانم به این فکر می کنم که این التماس ها و گریه و زاری ها و به پای دیگران افتادن ها بیشتر از آن شخصی است که ما بخواهیم با طومار و لوگو و لیست امضاها با آن روبه رو شویم.
من فکر می کنم کسانی که این اقدامات جمعی را در وبلاگستان و بیرون از آن سازمان می دهند دوباره فکر کنند و با هم بیشتر مشورت کنند که آیا در موضوعاتی اینقدر شخصی و خصوصی واقعا این اقدامات چه اثری دارد؟ و آیا اثر آن فقط مثبت است؟
اگر در آخر کار اینطور است که متهم باید به دست و پای خانواده ی مقتول بیافتد پس بهتر نیست در شرایطی خصوصی و آرام شده اتفاق بیافتد؟
من وقتی گزارش دادگاه را می خوانم و اعلامیه ها و لیست بلند امضاها را نگاه می کنم، احساس بسیار بدی پیدا می کنم.
این پرونده ها به نظر من بسیار با پرونده های سیاسی مانند اکبر گنجی و زرافشان متفاوتند. آیا واقعا این اقدامات به سود این دختر و خانواده اش بوده یا در یک محیط غیر جنجالی می توانستند لااقل جانش را نجات بدهند؟

شاید هم من اشتباه می کنم و همه ی کسانی که این اقدامات جمعی را در بیرون (وبلاگستان و خارج از کشور و ...) سازمان داده اند، فکر تمام اینها را کرده اند. اما از این امضا کنندگان کسی امروز همراه با مادر کبرا به پای طرف مقابل افتاد و التماس کرد؟
شاید برای دفاع از حقوق زنان و ظلم و نابرابری اجتماعی باید به موضوعاتی که کمتر جنبه ی خصوصی دارند توجه کرد و موضوعات جداگانه را در سایه مسائل اجتماعی دید و با پرونده های خصوصی ، بخصوص آنهایی که هنوز در جریان هستند محتاطانه تر برخورد کرد.
نوشتم که شاید هم من اشتباه می کنم، اما امیدوارم این حداقل باعث شود که یک مرتبه دیگر به آنچه می کنیم اندیشه کنیم.

نوشته شده توسط پویا در 06:39 PM

نظرات (8)


نظرهای نوشته شده:

پویا جان باید مطلب را بخوانم تا بتوانم یک نظر منطقی بدهم. پس بعد برمی گردم

نوشته شده توسط خیال تشنه در July 19, 2005 08:10 PM

به نظر من ملت میتونن مخالف اعدام باشن و برای هر محکومی تلاش کنن حتی ادمی مثل بیجه یا خفاش شب. ولی واقعا این مخالف اعدام زنان بودن رو نمی فهمم. جایی که یادم نیست خوندم یکی از به اصطلاح فعالان حقوق زن این خانوم رو دختر بیگناه خطاب کرده بود!!! واقعا کسی که حالا تحت هر شرایطی ادمی رو ولو نود ساله با سی ضربه چاقو میکشه بیگناه؟
شاید مفهوم واژه ها عوض شده؟ و به قول شما این جور موارد خیلی خصوصیه.

نوشته شده توسط afra در July 19, 2005 09:09 PM

افرا گرامی البته من منظورم مخالفت با مجازات اعدام نبود. من خودم هم با مجازات اعدام در هر شکلش مخالفم چون نشان از ترسانیدن و انتقامجویی دارد تا حل مشکل. در کشورهایی مثل ما هم نشان داده که راه حل نیست اعدام.
من منظورم این است که وقتی کار تصمیم گیری برای جان یک آدم (مثل کبرا) اینقدر خصوصی است و در دست خانواده ی مقتول است، پس بگذاریم تا پرونده در جریان است کار در محیطی آرام بگذرد و این فعالیت ها و موج اعتراض ها عکس العمل منفی ایجاد نکند.
مسئله از مخالفت با اعدام گذشته است و بیشتر یک موضع گیری حقوقی و سیاسی است.
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 20, 2005 01:53 PM

پویای عزیز. گرچه مطلبتان منطقی به نظر می رسد اما کمی تحلیل از بیرون گود است. دوست عزیز این ماجرا به امروز و دیروز و وبلاگستان که بر نمی گردد! به گمانم پنج سالی می شود که همه راه ها و صلاحدیدها اندیشیده شده. کسانی را می شناسم که به هر شیوه ممکن دست زده اند بارها و بارها خواسته ایم با گل و شیرینی به خانواده مقتول نزدیک شویم و آنها را به نرمش و گذشت دعوت کنیم. من نمی گویم کبرا بی گناه است اما این همه کینه توزی و بی رحمی را چه در زمان حیات مادرشوهر و چه حالا نمی فهمم.اینکه خانواده او به پای اینها افتاده اند شیوه خودشان است حتا اگر ما این شیوه را نپسندیم و نکوهش هم بکنیم ولی این دلیلی نمی شود بر اینکه به تلاش رسانه ای خودمان ادامه ندهیم. بگذار با صراحت برایت بگویم پویا جان همین رسانه ها و همین نوشته ها اگر نبودند کبرا حالا پیش عاطفه بود!!!!

نوشته شده توسط آسیه در July 20, 2005 03:32 PM

آسیه جان در مورد بیرون گود بودن تحلیل که من شکی ندارم چون عملا در جریان نیستم. اما یک چیز در اینجا مهم است دوست من. پوشش خبری روزنامه و رسانه ها از یک جریان و اینکه مردم در جریان قرار بگیرند فرق دارد با اینکه در یک پرونده در جریان، این چنین با صراحت موضع گرفت. بخصوص وقتی که سرنوشت آن قربانی (کبرا) در دست شاکی خصوصی اوست. آسیه جان فقط یک جستجو در یاهو روی اسم کبرا رحمانپور بکن و ببین کار احزاب و گروه های سیاسی است که من فکر نمی کنم این پوشش خبری دادن باشد. من به کار رسانه ای روزنامه نگار احترام می گذارم و باید در جامعه گردش آزاد اطلاعات باشد. در نظر قبلی هم نوشتم که به نظر من هم باید برای جلوگیری از مجازات اعدام تلاش کرد.
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 20, 2005 04:14 PM

پوياي عزيز، تا حدي با گفته ات موافقم اما باور كن اگر بزرگنمائي بعضي جريانات نباشد كسي انگار به آن مسائل توجه اي نمي كند. شاكيان كبري هم چه اين بحث شروع ميشد و چه نمي شد ظاهرا همگي خشونت زده هستند. آنها اگر واقعا فكر ميكنند آبرويشان رفته و همه از آنها به بدي ياد مي كنند مي توانند با بخشش حسن شهرت خود را به دست بياورند. البته شايد بعضي مواقع بهتر باشد كمتر جنجال راه بيافتد. موفق باشي.

نوشته شده توسط پريسا در July 20, 2005 09:05 PM

پریسا گرامی، من نگران این هستم چون این پرونده ها در جریان است و کار زندگی یک نفر هم در کف اختیار چند داغدیده ی دیکر است. همین. وگرنه بدیهی است که جامعه به گردش آزاد اطلاعات نیاز دارد. آنچه من نگرانم، موضع گیری است.
ممنونم که به وبلاگ من سر زدی و نظرت را نوشتی.
به امید روزهای بهتر
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 20, 2005 09:41 PM

اگر ممکن به وبلاگ من حتما یه سری بزنید
ایران باید به دور از تحلیلها و جبهه گیریها آزاد بشه و برام حتما میل بزن میخوام چیزهائی برات اشکار بشه دیگه زمان همبستگی برای دور کردن اهریمن
منتظرم

نوشته شده توسط آزادسرو در July 28, 2005 04:31 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661