![]() |
|
|
« شجاعت و آگاهی بی بی خانم |
صفحه اصلی
| به یاد قیام ملی 30 تیر: وقتی که مردم حضور دارند ... »
July 19, 2005
گزارش یک دادگاه و لیست امضاها... گزارش دادگاه کبرا رحمانپور را می خوانم. دختر جوانی که با مردی 64 ساله ازدواج کرده و مدتها قربانی خشونت خانوادگی بوده است تا در جریان یک درگیری مادر شوهرش به قتل می رسد و او در دادگاه مجرم شناخته می شود. امروز هم نجات جان او بسته به رضایت فرزندان مادر شوهرش است. من نظر کارشناسی ندارم اما نمی توانم امروز این فکر را از خودم دور کنم که وقتی کار به اینجا می کشد و همه چیز بر پایه ی جلب رضایت شخصی طرف مقابل قرار می گیرد، آیا به سود قربانی است که این کارزارها و اقدامات پر سر وصدا انجام شود؟ یا بر عکس می تواند عکس العمل منفی در کسانی که باید رضایت بدهند ایجاد کند. در دادگاه این واکنش منفی و دفاعی دو سه مرتبه تکرار می شود. شاید هم من اشتباه می کنم و همه ی کسانی که این اقدامات جمعی را در بیرون (وبلاگستان و خارج از کشور و ...) سازمان داده اند، فکر تمام اینها را کرده اند. اما از این امضا کنندگان کسی امروز همراه با مادر کبرا به پای طرف مقابل افتاد و التماس کرد؟ نوشته شده توسط پویا در 06:39 PM پویا جان باید مطلب را بخوانم تا بتوانم یک نظر منطقی بدهم. پس بعد برمی گردم
نوشته شده توسط خیال تشنه در July 19, 2005 08:10 PM به نظر من ملت میتونن مخالف اعدام باشن و برای هر محکومی تلاش کنن حتی ادمی مثل بیجه یا خفاش شب. ولی واقعا این مخالف اعدام زنان بودن رو نمی فهمم. جایی که یادم نیست خوندم یکی از به اصطلاح فعالان حقوق زن این خانوم رو دختر بیگناه خطاب کرده بود!!! واقعا کسی که حالا تحت هر شرایطی ادمی رو ولو نود ساله با سی ضربه چاقو میکشه بیگناه؟
نوشته شده توسط afra در July 19, 2005 09:09 PM افرا گرامی البته من منظورم مخالفت با مجازات اعدام نبود. من خودم هم با مجازات اعدام در هر شکلش مخالفم چون نشان از ترسانیدن و انتقامجویی دارد تا حل مشکل. در کشورهایی مثل ما هم نشان داده که راه حل نیست اعدام.
نوشته شده توسط پویا در July 20, 2005 01:53 PM پویای عزیز. گرچه مطلبتان منطقی به نظر می رسد اما کمی تحلیل از بیرون گود است. دوست عزیز این ماجرا به امروز و دیروز و وبلاگستان که بر نمی گردد! به گمانم پنج سالی می شود که همه راه ها و صلاحدیدها اندیشیده شده. کسانی را می شناسم که به هر شیوه ممکن دست زده اند بارها و بارها خواسته ایم با گل و شیرینی به خانواده مقتول نزدیک شویم و آنها را به نرمش و گذشت دعوت کنیم. من نمی گویم کبرا بی گناه است اما این همه کینه توزی و بی رحمی را چه در زمان حیات مادرشوهر و چه حالا نمی فهمم.اینکه خانواده او به پای اینها افتاده اند شیوه خودشان است حتا اگر ما این شیوه را نپسندیم و نکوهش هم بکنیم ولی این دلیلی نمی شود بر اینکه به تلاش رسانه ای خودمان ادامه ندهیم. بگذار با صراحت برایت بگویم پویا جان همین رسانه ها و همین نوشته ها اگر نبودند کبرا حالا پیش عاطفه بود!!!!
نوشته شده توسط آسیه در July 20, 2005 03:32 PM آسیه جان در مورد بیرون گود بودن تحلیل که من شکی ندارم چون عملا در جریان نیستم. اما یک چیز در اینجا مهم است دوست من. پوشش خبری روزنامه و رسانه ها از یک جریان و اینکه مردم در جریان قرار بگیرند فرق دارد با اینکه در یک پرونده در جریان، این چنین با صراحت موضع گرفت. بخصوص وقتی که سرنوشت آن قربانی (کبرا) در دست شاکی خصوصی اوست. آسیه جان فقط یک جستجو در یاهو روی اسم کبرا رحمانپور بکن و ببین کار احزاب و گروه های سیاسی است که من فکر نمی کنم این پوشش خبری دادن باشد. من به کار رسانه ای روزنامه نگار احترام می گذارم و باید در جامعه گردش آزاد اطلاعات باشد. در نظر قبلی هم نوشتم که به نظر من هم باید برای جلوگیری از مجازات اعدام تلاش کرد.
نوشته شده توسط پویا در July 20, 2005 04:14 PM پوياي عزيز، تا حدي با گفته ات موافقم اما باور كن اگر بزرگنمائي بعضي جريانات نباشد كسي انگار به آن مسائل توجه اي نمي كند. شاكيان كبري هم چه اين بحث شروع ميشد و چه نمي شد ظاهرا همگي خشونت زده هستند. آنها اگر واقعا فكر ميكنند آبرويشان رفته و همه از آنها به بدي ياد مي كنند مي توانند با بخشش حسن شهرت خود را به دست بياورند. البته شايد بعضي مواقع بهتر باشد كمتر جنجال راه بيافتد. موفق باشي.
نوشته شده توسط پريسا در July 20, 2005 09:05 PM پریسا گرامی، من نگران این هستم چون این پرونده ها در جریان است و کار زندگی یک نفر هم در کف اختیار چند داغدیده ی دیکر است. همین. وگرنه بدیهی است که جامعه به گردش آزاد اطلاعات نیاز دارد. آنچه من نگرانم، موضع گیری است.
نوشته شده توسط پویا در July 20, 2005 09:41 PM اگر ممکن به وبلاگ من حتما یه سری بزنید
نوشته شده توسط آزادسرو در July 28, 2005 04:31 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: