پی نوشت - گنجی: "دوستان از من نخواهند که اعتصابم را بشکنم." گفتگوی رادیو آلمان با همسر گنجی.
شعر سیمین بانو برای گنجی:
«پاداش این دلآگاهی»
ای کاش می توانستم
تا گل برات بفرستم
یا بهر روزهداریهات
نقل ونبات بفرستم
شوریدهوار امشب را
با واژه عشق می ورزم
خواهم چو بردمد خورشید
شعری سزات بفرستم
اى كاش مىتوانستم
...
مصاحبه ی همسر گنجی و متن کامل شعر سیمین بانو را در اینجا بخوانید.
----------
مجله معتبر New Scientist در شماره 2 جولای مقاله ی جالبی دارد با تیتر "چرا فراعنه هیچوقت لبخند نمی زدند؟" . این مقاله را در محل کار خواندم ولی فراموش کردم که همه تصویرهای آن را اسکن کنم و متن کامل مقاله و عکس ها هم روی اینترنت نیستند و فقط در نسخه ی چاپی جای داده شده اند. و من فقط توانستم دو تصویر را در اینترنت پیدا کنم که البته گویا هم هستند.
نویسنده ی مقاله جودیت میلر دکتر دندانپزشکی است که بعدا در رشته ی مصرشناسی هم تخصص پیدا کرده است. جودیت میلر با بررسی عکس هایی که با اشعه ایکس از مومیایی ها برداشته اند، نشان داده است که تعداد بسیاری از فراعنه مصر که مومیایی آنها در دست است از نظر سلامت دندانها در وضعیت خیلی بدی بوده اند. عکس های دندانها که در نسخه چاپی قرار داده شده بخوبی نشان می دهد که پشت این چهره های زیبا و باشکوه فراعنه چه وضعیتی بوده است. اتفاقا بدترین وضع را فرعون مصری آمن هوتپ سوم (AMENHOTEP III ) دارد که بسیاری از دندانهای جلو او ریخته و کرم خورده بوده اند. طبق گفته ی جودیت میلر این فرعونها باید سالهای زیادی را با عذاب و درد دندانها سپری کرده باشند. و تازه این آمون هتپ در طلایی ترین و آرام ترین دوره ی مصر حدود 3000 سال پیش فرمانروایی می کرده است. تصویر زیر مربوط به آمون هتپ سوم است.

اما این کشف مصر شناس دنداپزشک از نظر مردم شناسی هم اهمیت زیادی دارد. این موضوع نشان می دهد که تمدن مصری علیرغم پیشرفت زیادی که از نظر تکنیکی داشته است از نظر پزشکی و دندانپزشکی در وضعیت خوبی قرار نداشته است. چون وقتی که تعداد نه چندان کمی از فراعنه که قدرتمندترین فرد اجتماع بوده اند و مردم برای آنها ماهیت نیمه خدایی قائل بودند، چنین وضعیتی داشته باشند معلوم است که بقیه ی جامعه در چه شرایطی بوده اند. جودیت میلر می گوید در مصر باستان دنداپزشک وجود نداشته است و بسیاری از مردم در اثر بیماری های دندان و لثه از بین می رفتند.
من آزادیم،من فخر جهان،
زندگی نامندم،
یار گرامی،گنجی مهربان،
روزهُ سیاسیت قبول باشد.
کردار نیک،گفتار نیک و پندار نیک،امیدوارم در ایاّم روزه همرهت بوده باشند،که جز این پس روزه چرا؟
اگر مخالف حکم اعدام در جوامع باشیم،
زنده ماندن را شرح میدهد و من گمان نکنم که تو در جامعه ای خواهان وجود چنین قانونی باشی.
اگر مخالف با بستن مواد انفجاری به خود و کشتن دیگران با خود هستیم برای ارج به مقام زندگیست.
من به نوبه خود از دلایل اعتصابتان تا لحظه ای که از طرف شما به زندگی لطمه نخورد پشتیبانی کرده و حال که صدای عدالتخواهیتان به گوشهایی که میباید رسیده است از شما به نام ارج گذاری به زندگی خواهشمنم به روزه خویش پایان داده و ما را در شادی پر شکوه نصیب بردنتان از حق شریک نمائید.
برادر کوچکتان.
سعید از برلین
من با تو می گویم ای خرد،
من معتقدم که در جوامعی از قبیل جامعه ایران تا هنگامیکه حرکات، تفکرات و گفتار هر چند هم مترقی، در حالت تاخت تک نفره در بیابان خالی از دوستیها و پر از داستانهای یکنفر می آید است،درها به تمامی به همان پاشنه باز و بسته خواهند گشتف که میگشتند و میگردند.
من با سرافراضی به تمامی جهانیان اعلام میدارم من برای زنده ماندن آقای گنجی،این مجاهدگر اکبرمان تلاش خواهم کرد.
من بر عقیده ام:از آنجائیکه تمامی گفتارشان بگوش مخاطبانش رسیده و این خود همان پیروزیست،
از آنجائیکه اکثر نظرات آقای گنجی در بند را افراد بسیار دیگری نیز در این جامعه دارا میباشند،
نخواهیم که یکی از نخبگان این طریقت را به این نحو از دست بدهیم،
بیائید از آقای گنجی بخواهیم، به عنوان دوست، هم مسلک، انسان برای خاطر عشق،زندگی،
ما را از این دایره سرگردانی: برای عزیزی گرییدن که دیگر بین ما نیست، رها سازند و به ما بیاموزند دوباره،زندگی را من نگهبانم.
شاید کاریست که هم فکران و آزدیخواهان از آقای گنجی برای گفتن اینکه ما زنده بودنت برایمان مهمتر است،زندگی برایمان محترم است،کاری خالی از خرد ونوع دوستی نباشد.
در زمانه ای که چنین سریع به پیش میتازد،باید تازها را مزه کرد.
از آقای گنجی بخواهیم برای آموزش نسل جوانمان برای دادخواهی به ابزارهای همگون امروزی نیازمندند و نه کشتن خویش، و این شروع و به پایان رساندنش باید بر دوش آقای گنجی قرار بگیرد،این پهلوان وطن برادر ماست.دوستت میداریم،و برایتان سرافرازی و عمر دراز پر بار داریم.
نظرهای نوشته شده: