پی نوشت - نامه دوم اکبر گنجی به آزادگان جهان: 
"این شمع در حال خاموش شدن است. ولی این صدا خاموش نخواهد شد. ...
این صدا، صدای زندگی مسالمت آمیز، تحمل دیگری، عشق به انسانیت، ایثار برای مردم، حقیقت طلبی، آزادیخواهی، دموکراسی خواهی، احترام گذاردن به مخالفان، پذیرش سبکهای مختلف زندگی، تفکیک دولت از جامعهی مدنی، تفکیک سپهر خصوصی از سپهر عمومی، تمایزِ نهاد دین از نهاد دولت، برابری تمامی انسانها، عقلانیت، فدرالیسم در چارچوب ایران دموکرات، نفی خشونت و... است. ...
من به تئوری ولایت فقیه و مصداق آن هیچ اعتقادی ندارم و آن را نظامی دموکراسی ستیز و ناقض حقوق بشر میدانم. من زیر بار رابطه خدایگان ـ بنده، که در آن رهبر به مقام خدایی صعود و مردم تا حد بردگانِ او سقوط میکنند نمیروم. من به جای آقای خامنهای از دانشجویان، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان، مراجع تقلید منزوی، خانوادهی مقتولین قتلهای زنجیره ای، خانواده زهرا کاظمی و ... به خاطر هر آن چه در این سالها بر آنها رفته است پوزش میطلبم. من به جای آقای خامنهای از خانواده زندانیان اعدام شدهی تابستان ١٣٦٧ در زندانهای سراسر کشور به شدت عذرخواهی میکنم. من به جای آقای خامنهای ..." . متن کامل نامه ی دوم گنجی را در اینجا بخوانید.
------
عکس های اکبر گنجی را حتما تا حالا همه دیده ایم ولی با این حال این لینک را در اینجا می گذارم.
خبر اینکه تعداد شرکت کنندگان در گردهمایی برای گنجی در جلو دانشگاه تهران چقدر کم بوده است، جای نگرانی بسیار دارد. نگرانی از اینکه بی تفاوتی جامعه به سرنوشت خودش تا کجا عمیق است. موضوع بر سر شورش و خشونت نیست. موضوع نشان دادن یک اعتراض مدنی است. تعجب کردم که جنبش دانشجویی چگونه برکنار مانده است.
به هرحال فشارهای بین المللی مدافعان حقوق بشر از گنجی و ناصر زرافشان ادامه دارد.
ایستادگی گنجی امروز نشانه ی یک جنبش اجتماعی نیست، نشانه پایداری فردی است که به قدرت و توبه می گوید نه !
که در این برهوت بی تفاوتی ارزش ویژه ی خودش را دارد، هرچند که همسری و فرزندی و مادری و پدری باید این مرگ تدریجی عزیزشان را لحظه به لحظه دنبال کنند.
نظرهای نوشته شده: