![]() |
|
|
« یک نامه از موکل ناصر زرافشان... |
صفحه اصلی
| بهترین تصمیم »
June 22, 2005
ما و کارهای زمین مانده ... در طول سالهای جنبش اصلاحات یکی از دغدغه های من بعنوان یک ایرانی دور از دیار که می خواسته عضو کوچکی از این جنبش مردمی باشد، این بود که اصلاحات جز از درون نهادهای مدنی و تشکل های مردمی رشد نخواهد کرد. آن اصلاح طلبان حکومتی که بخاطر موقعیتشان توانسته بودند حزب و گروهی تشکیل دهند باید تلاش می کردند تا مردم و بخصوص آن همه جوانان و زنان و دانشجویان پرشور، نهادهای مدنی خودشان را ایجاد کنند و در آنها فعالیت داشته باشند. بجز این، معلوم بود با نشستن در پشت درهای بسته و دور از چشم مردم، در دراز مدت راه بجایی نخواهند برد. اینها را پیش از این هم نوشته ام. اما گفته های آقای کروبی درباره ی حزب فراگیر مرا واداشت که امشب هم این نوشته کوتاه را بنویسم. آقای کروبی می گوید: "احساس میكنيم كه يك حزب قوی فراگير بايد تشكيل شود، حزبی مستقل و مردمی كه برای نظارت دولتها و قدرتها از پايين شروع شود." درباره ی شرط و شروطی که آقای کروبی می گذارد چیزی نمی نویسم. بیشتر تاکیدم روی این "اعمال نظارت و فشار از پایین" ، یعنی از درون جامعه است. جای تاسف است که اصلاح طلبان حکومتی حتی رادیکال ترینشان هم نتوانستند این ضرورت را به موقع درک کنند که اصلاحات فقط از کانال مردم می گذرد و اگر بخواهند چانه زنی های حکومتی تاثیرپذیر باشد، فقط با اتکا به یک جنبش فعال مردمی است. نگوییم که چنین جنبش مردمی وجود نداشت. زنان و دانشجویان و جوانان و روشنفکران بارها تلاش کردند که نقش فعالتری در جنبش اصلاحات داشته باشند ولی هربار به موانعی برخوردند که دولت اصلاحات هم کمکی به برطرف کردن آنها نکرد. منظور از جنبش مردمی هم شورش و بلوا نیست. منظورم فراهم آوردن زمینه های فعالیت های اجتماعی گسترده برای مردم در شکل اتحادیه ها و تشکل های غیردولتی است. نه اینکه حالا چنین تشکل هایی وجود ندارند، اما این تعداد کم هم بیشتر با تلاشهای خود مردم بوده است. دولت اصلاحات می توانست هم از نظر ایجاد زمینه های مناسب به آنها کمک کند و هم از نظر پشتیبانی مالی که بتوانند شکل بگیرند و روی پای خودشان بایستند. اما گویا حالا بسیار دیر اصلاح طلبان حکومتی به فکر شرکت فعال مردمی افتاده باشند. به تنها چیزی که امید است اینست که فعالان اجتماعی که دلسوزانه کار و تلاش می کنند کوشش کنند تا همین تشکل های غیر دولتی که حالا وجود دارند پابرجا بمانند و بتوانند رشد کنند. این هم جز با تلاش جمعی و دلسوزانه انجام نخواهد شد. ما هم که در خارج هستیم می توانیم آنها را تا آنجا که می توانیم یاری دهیم و پشتیبانی کنیم. چه یاری فکری و چه یاری مالی مردمی. کاش دوستانی که با چشم های گریان و ناامید می گویند همه چیز تمام شد، این را ببینند که اتفاقا امروز کارهای بیشتری است که زمین مانده است. جنبش آزادیخواهی ما مردم بسیار بدتر از اینها را بخود دیده. قرار نیست که ما امروز افسرده و کز کرده در گوشه ای بنشینیم. نه تلاش برای آزادی، با ما شروع شده و نه با ناکامی موقتی ما تمام شده است ... نوشته شده توسط پویا در 06:40 PM پویا عزیز اصلاح طلبان همیشه عدم تشکل دهی و ارگانیزاسیون را به نبود بستر اجتماعی مناسب در جامعه ایران ارجاع داده اند تا انکه در پی بستر سازی باشند
نوشته شده توسط Achilles- آشيل در June 22, 2005 07:00 PM آشیل گرامی من فکر می کنم اتفاقا این بستر اجتماعی مناسب در خلاء بوجود نمی آید بلکه بتدریج از درون همین نهادهای مدنی رشد می کند. به نظر من آن حداقل بستر اجتماعی از زمان مشروطه وجود داشته و عملی نشدنش به هزار بهانه ی کسانی که نمی خواسته اند یا نمی توانسته اند از چرخه ی استبداد خارج شوند.
نوشته شده توسط پویا در June 22, 2005 07:20 PM Pouya aziz dastat dard nakonad va paaydaar baashi !forsati baraaye naa-omidi nist...baa shomaa movaafegham Baa dousti
نوشته شده توسط Yasseman در June 22, 2005 10:13 PM SELAM
نوشته شده توسط افراسياب در June 23, 2005 02:21 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: