« آزردگی ها ... | صفحه اصلی | ما و کارهای زمین مانده ... »
June 21, 2005
یک نامه از موکل ناصر زرافشان...

لحظه های دشواری ست از هر سو که نگاه کنی.
نامه ای همین 10 دقیقه پیش در ایمیل بدستم رسید. نمی دانم از چه کسی؟ نام فرستنده پردیس است. یک مادر گریان؟ یک خواهر دردمند؟این محتوای آن است که در اینجا می گذارم. خواستم تمام ایمیل رابه فایل PDF تبدیل کنم، گفتم شاید دیدنش برای بیننده از ایران مشکل باشد. درد و قضاوت آنچه در این نوشته است را با شما تقسیم می کنم.

نوشته شده توسط پویا در 07:15 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

نامه غم انگیزی بود. اما شکستن اعتصاب آیا کار درستی است؟ آیا به معنی شکست نیست؟ مگر کسی احتمال نمی داد که با اعتصاب هم کسی از خواب پست بیدار نمی شود؟ چرا اعتصاب چرا شکستن اعتصاب؟

نوشته شده توسط خیال تشنه در June 22, 2005 09:46 AM

نمی دانم حمیرای عزیز. من فقط خواستم عمق مطلبی را که برایم فرستاده بودند در اینجا منعکس کنم.
ادامه ی این اعتصاب را به خود آنها در تهران وا گذاریم. این موضوع یک جنبه ی مهم انسانی مرگ و زندگی هم دارد که بگذاریم خود آنها تصمیم بگیرند. نه؟
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در June 22, 2005 02:50 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661