![]() |
|
|
« مرخصی گنجی و یادداشتی دیگر ... |
صفحه اصلی
| اصلاح طلبان رادیکال مصری می گویند "بس است!" »
June 02, 2005
"ونوس سراب" و نقش زن در ایران ... در یادداشت قبلی نوشتم که "نقش پایه ای و عمیق «زن» در سیر تکاملی انسان - حتی با نگاهی کوتاه - آشکار است. مسئله از موضوع زایش و مادر بودن بسیار پیچیده تر است." و مثال هایی را هم بدست دادم. نکته اینجاست که شرکت فعال زنان در فعالیت های کلیدی اجتماعی خواه ناخواه آنها را دارای نقش برتر و یا مساوی با مردان می کرده است. یکی از نمونه های دیگر حفظ و نگهداری آتش محل سکونت بوده است، وقتی که مردان به شکار طولانی مدت می رفته اند. بجز فعالیت های اجتماعی، نفس زایش زندگی و نقش مادر و محبت هم در شکل گیری نقش اجتماعی زن نقش اساسی بازی کرده اند. تا جایی که اولین خدایانی که در ذهن و روان بشر شکل گرفته اند "خدا-بانو" ها بوده اند. و این خدا-بانوها که در روان انسان آنروز وجود داشته اند با وجودن نبودن خط و نوشتار حتی در شکل ابتدایی، در در پیکره های کوچک یا نقاشی های غارها جلوه کرده اند. پیکره های سنگی ساخت دست بشر اولین نشانه های بیان آنچه که در روان هنرمند می گذشته است هستند. عمر قدیمی نرین آنها به حدود سی هزار سال پیش می رسد و در مناطق مختلفی از اروپا تا ایران پراکنده اند. آنچه در میان همه ی آنها مشترک است، زنانه بودن آنهاست و اینکه اندامها و اعضای زایشی و باروری در آنها بسیار بزرگتر از دیگر اعضای بدن ساخته شده است. شاید برای اینکه دیگر اعضا در همه ی انسانها از زن و مرد مشترک هستند. به بیان دیگر قصد هنرمند همان بیان زنانه بودن آن پیکره هاست. به پیکره ها نام مشترک ونوس داده اند و بنا بر محلی که پیدا شده اند نام آن محل در ادامه ی ونوس می آید. مثلا ونوس ویلندورف (ناحیه ای در اتریش) و یا ونوس سراب (که در منطقه ی سراب ایران پیدا شده است). ونوس لیندورف قدیمی ترین پیکره است و متعلق به حدود بیست و پنج هزارسال پیش. ![]() همانطور که می بینیم ونوس ویلندورف چهره ی انسانی ندارد و آنچه در او برتر جلوه داده شده اندام هایی ست که نشانه ی باروری و زایش است. این ویژگی ها درباره ی ونوس سراب (تصویر پایین) هم صدق می کند. ![]() طبق تحقیق شهلا لاهیجی "در شکل کلی شاید بتوان گفت پیکره های بی صورت از «مادر کبیر» (ونوسها) نشانه های خدابانوانی هستند که به عنوان خدای بارداری و حمل بچه به سراسر دنیا نظر داشته اند وبه صورت یک نشان آیینی نه تنها برای زنان، بلکه برای زن و مرد به طور مشترک، تمام «نقش نخستین» از باروری، ساختن سرپناه، محافظت و یک شخصیت خوراک دهنده ی اولیه را القا می کنند." واقعیت اینست که نقش کلیدی زن در زندگی اجتماعی یکی از مهمترین عوامل چنین جایگاهی در تفکر انسان اولیه بوده است. در غیر اینصورت موجودی ضعیف و ذلیل و وابسته و ناتوان هرگز نمی توانسته است تکیه گاهی برای انسان باشد. کما اینکه هزاران سال بعد که مرد نقش غالب را پیدا کرد، اکثریت مطلق خدایان اساطیری که زن بودند چهره ی مردانه و پهلوانان مرد بخودشان گرفتند و این نقش غالب تقدس مردانه حفظ شده است. به عبارت دیگر آنچه که در نهایت تقدس هم در ذهن آدمی وجود دارد، در طول تاریخ شکلی دیگرگونه گرفته است و از زندگی اجتماعی و تکامل طبیعی و اجتماعی جدا نبوده است. ناگفته پیداست که تکامل را به معنای پیچیده شدن ساختار و عملکرد تعریف می کنم و نه ارزش گذاری های اخلاقی "خوب وبد". نوشته شده توسط پویا در 07:09 PM پویا عزیز سلام:
نوشته شده توسط آَشیل در June 3, 2005 05:05 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: