« شادی و عصبانیت ... | صفحه اصلی | مصالح مردم یا بازی نامعلوم؟ »
May 25, 2005
صداقت ؟....

از ویژگی های دوران 8 ساله ی پس از دوم خرداد آنچه که اصلاح طلبان حکومتی بیشتر از همه روی آن تکیه داشتند «صداقت» آقای خاتمی بوده است و اینکه او می خواسته کاری کند اما نگذاشته اند، یعنی محافظه کاران فرصت ها را گرفته اند و مثال میانگین هر 9 روز یک بحران در کار دولت و ...
در اینکه محافظه کاران همواره در کار اصلاحات بعنوان یک جنبش مردمی کار شکنی کرده اند که شکی نیست و چیز تازه ای نگفته ایم.
اما صداقت را اگر صداقت سیاسی تعریف کنیم بسیار فرصتها بود که آقای خاتمی با مردم صادق نبود:
آنجا که گفت اگر لایحه ی اختیارات رئیس جمهور تصویب نشود، نخواهم ماند ...
آنجا که گفت تغییر قانون اساسی خیانت است ...
آنجا که گفت از کجا می دانید روزنامه های توقیف شده مقصر نبوده اند...
آنجا که گفت با تصفیه ی وزارت اطلاعات چشم فتنه را کور کردیم...

و امروز که : "رييس جمهوري در خصوص تنوع نامزدهاي انتخاباتي گفت: كم و بيش تمامي سليقه‌ها مي‌توانند نامزدهاي خود را در ميان نامزدهاي تاييد صلاحيت شده ببينند."

در دنیای سیاست یکی از راههای نشان دادن صداقت "سکوت" است. "بیمار و بستری شدن" است برای انجام ندادن کاری که به مصلحت مردم نیست. مردم نشانه ها را خیلی زود می گیرند.
شادروان مصدق وقتی که می دید انجام کاری به مصلحت مردم نیست فریاد می زد، قهر می کرد و در زیر پتو بستری می شد، اما دروغ نمی گفت و امضا زیر آنچه به ضرر مردم بود نمی گذاشت. مصدق هم سیاستمدار بود و با مانوورهای سیاسی آشنا و حتما هم در جاهایی اشتباه کرد. اما با مردم ناصادق نبود.

می توان ناحق را حق گفت و باز هم به واژه صداقت تکیه زد؟
کار سیاست بدون شک سیاه و سفید نیست. اما خاکستری تیره را می توان به جای سفید جلوه داد؟

آقای ابراهیم نبوی نوشته است: "خاتمی، مردی که تاریخ ایران ندیده بود." و " خاتمی عليرغم همه آن كارهايی كه نكرد، اما كاری كرد كه در تاريخ قدرت ايران بی سابقه است. خاتمی هشت سال شريف ماند."
کاش آقای نبوی یکبار دیگر کتاب تاریخ شان را فقط از فصل مشروطه به بعد ورقی بزنند، شاید بعضی نامها در این 8 ساله در خاطرشان کمرنگ شده باشد. از ملک المتکلمین بگیرید تا میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی و مرحوم مصدق که هیچگاه توده های میلیونی در پشت سرشان نبودند آنهم 8 سال.
چرا فکر می کنیم هر چه صفت ها را پر رنگ تر کنیم پذیرفتنی ترمی شوند؟
صفت "بی سابقه" در تاریخ صفتی نیست که با چرخش قلم ما به کسی بدهند. عمل و منش و روش بی سابقه می خواهد که هیهات ...

نوشته شده توسط پویا در 06:19 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

آری او صداقتش را هم در پای سیاست قربانی کرد.

نوشته شده توسط binesh در May 25, 2005 06:30 PM

بحث سر اينکه خاتمی صداقت داشت يا نه ديگر منتفی است. اينک مسئله اين است که رفتار سياسی او ايران را به مرز يک بحران رسانده و او همه اين کار را بايد با صداقت يا سياستی که پيشه کرد بايد توضيح دهد. البته تاريخ توضيح خواهد داد.

نوشته شده توسط yousef در May 25, 2005 06:32 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661