« پیرمرد و پیوندهای خانوادگی ... | صفحه اصلی | نوشته ای درباره قتل های ناموسی ... »
May 14, 2005
باز هم داستان "پیرمرد" و انسانیت ما ...

در خبرها بود که عباس عبدی از زندان آزاد شده است. عباس عبدی کتابی دارد به نام "سراب سازندگی" که تا حالا چاپ نشده است و فقط در روزنامه های اصلاح طلب به آن اشاره شد. مطالب کتاب در باره ی دوران به اصطلاح سازندگی رفسنجانی است پس از پایان جنگ. سازندگی که نسلی از مدیران جدید را ارائه کرد که با برخورداری از رانت های حکومتی از پس پروژه های عمرانی نیم بند و پر سر وصدا و با نتایج نامعلوم، به ثروت و مکنتی رسیدند. محصول این سازندگی 8 ساله را در وضعیت تاسف بار مردم بهتر می بینیم.
امشب اول تصمیم داشتم درباره ی فکری که درباره ی نقش رفسنجانی در انتخابات داشتم بنویسم اما خوب، اینجا که روزنامه نیست و اینقدر در اینجا و آنجا درباره انتخابات می نویسند که می توان نوشته ی پویا را درباره ی آن به دیرتر شاید فردا واگذار کرد. اما علت این تغییر مطلب:
دوست گرامی آشیل در نظرخواهی پست قبلی خواسته بود که موضوع تکامل نوع انسان را کمی بیشتر دنبال کنیم. قرار هم بر این است که وارد جزئیات تکنیکی نشویم که هم من در آن تخصصی ندارم و هم اینکه باعث طولانی شدن و فنی شدن می شود و در نهایت خواننده زود خسته می شود. بسیار کتابهای بهتر از نوشته ی پویا هست که می توان برای جزئیات به آنها مراجعه کرد.
------------------------

اما اول درباره خط زمانی تکامل انسان. بسیاری فکر می کنند که انسان مستقیما از نوع میمون سرچشمه می گیرد. آنچه داروین کشف کرد و کاوش ها و نظرات جدید علمی مرتب آن را تایید و کاملتر می کنند این بود که میلیونها سال پیش نوع پستانداری - نه میمون و نه انسان - بوده است که در دو شاخه ی اصلی تکامل پیدا کرده است: شاخه ی میمونها و شاخه ی انسان. داروین در جزیره ی جدامانده ی Galapagos دو نوع مختلف پرنده را کشف کرد که در واقع از یک نوع مشترکی که در واقع مثل هیچکدام از آن دو نوع جدیدتر نبوده، جدا شده بودند. در مورد انسان هم این نوع مشترک به دو شاخه ی اصلی تجزیه شد. شاخه ای که به میمونهایی مانند شامپانزه ها و گوریل ها رسید و شاخه ی دیگری که انسان نماها و سپس انواع انسانی از آن پدید آمدند.
شاخه ی انسان را از اینجا پی می گیریم:

1- Ardipithecus ramidus که در سال 1992 در ناحیه آرامیس در اتیوپی کشف شد. این نوع حدود 4.4 میلیون سال پیش بوجود آمد و قدیمی ترین و اولین نوع در این شاخه است. اندازه ی قد و بدن او نشانه ی این است که این نوع از نوع مشترک اولیه جدا شده بوده است. به احتمال زیاد این نوع روی دو پا راه می رفته است.
2- Australopithecus afarensis که در حدود 4 میلیون سال پیش از نوع اول بوجود آمد. مقدار زیادی از اطلاعات درباره ی این نوع از فسیل اسکلت معروف "لوسی" است که در هادار کشور اتیوپی کشف شد. حجم مغز این نوع حدود 400 تا 500 سانتیمتر مکعب بوده است و با قدی به بلندی 1.1 تا 1.6 متر و وزن 20 تا 25 کیلو. یادمان باشد که حجم مغز ما بطور متوسط 1350 سانتیمتر مکعب است. اثر پای این نوع که در خاکستر آتشفشانی به جا مانده است بخوبی نشان می دهد که این نوع موجودی بوده است که کاملا روی دو پا راه می رفته است. در کنار این نوع حداقل سه نوع دیگر وجود داشته است که توضیح آنها باعث طولانی شدن مطلب می شود. همین را بدانیم که این انواع بعدی تا حدود 1.7 میلیون سال پیش وجود داشته اند.
3- Homo habilis یا انسان ماهر که اولین حلقه در شاخه انسان است و اولین نوع انسان است که ابزارهای سنگی را ساخت. شکل دست و جمجمه و آرواره بسیار شبیه انسان است. اما هنوز حجم مغزش بیشتر از 800 سانتیمتر مکعب نیست. این نوع از Australopithecus ها محسوب می شود و حدود 2.5 میلیون سال پیش زندگی میکرده است.
4- Homo Erectus یا انسان راست قامت که در حدود 2 میلیون تا 250 هزار سال پیش زندگی می کرده است. از این نوع اسکلت کاملی در دست است. حجم مغز این نوع حدود 950 سانتیمتر مکعب است. Homo Erectus اولین نوع انسان بود که از آتش استفاده می کرد و ابزارهای پیچیده تر مثل تبر سنگی می ساخت و به شکار گروهی می رفت. اولین نشانه های آنچه ما "هوش" اسم می گذاریم در این نوع بوجود آمده است و حتی بعضی معتفدند که نوعی از ارتباط زبانی هم داشته اند. اولین "مهاجرت انسانی" از آفریقا (خانه ی اولین همه ی ما) را انجام داد و فسیلهایی از این نوع از 500 هزار سال پیش در چین کشف شد. بیشتر درباره ی این مهاجرت در پایین.
5 - Homo Sapiens یا انسان هوشمند که حدود 140 هزار سال پیش در آفریقا بوجود آمد و بطور کلی در دو جهت تکامل پیدا کرد:

Homo Neandethalensis - A یا انسان نئاندرتال که در دره ی نئاندر در آلمان برای اولین بار کشف شد ولی فسیلهای آنها از ازبکستان تا فنلاند در شمال اروپا پراکنده است. انسان نئاندرتال از آفریقا و خاورمیانه به اروپا مهاجرت کرد و خودش را با آب و هوای سرد اروپا وفق داد. اما انسان نئاندرتال با اینکه هزاران سال در کنار انسان مدرن (Homo Sapiens Sapiens ) زندگی کرد اما بتدریج از میان رفت. مقایسه ی ژنتیکی نشان می دهد که این نوع انسان از نوع انسان مدرن که ما هم جزو آن هستیم نبوده است. اما نشانه های اولیه ای از فرهنگ و گرایش های دینی (که محصول دوره ی پیچیده تر شدن مغز هستند) را در این نوع دیده اند. بخصوص از روش به خاک سپردن مردگانشان و محل زندگیشان.

نوع دیگر انسان مدرن بوده است
B - انسان هوشمند مدرن Homo Sapiens Sapiens که حدود 160 هزارسال پیش در آفریقا بوجود آمد و در حدود 80 هزار سال پیش به خاورمیانه مهاجرت کرد و 40 هزار سال بعد به اروپا. مهاجرت انسان مدرن به آمریکا و کانادا حدود 20 هزارسال پیش بوده است.

نگاه کوتاهی به جدول زمانی بالا نشان می دهد که نشانه هایی که در دمانیسی از اولین همدردی و همکاری و غمخواری پیدا کرده اند مربوط به دوره ی بسیار دورتری از انسان مدرن است، چیزی حدود 1 میلیون و 500 هزار سال فاصله ی زمانی.
اما اینفدر قدیمی بودن "انسان دمانیسی"، اولین مهاجرت انسانی را از آفریقا نشان می دهد که از خاورمیانه به حدود روسیه ی امروزی بوده است. یکی از دلایل این مهاجرت می تواند مهاجرت حیوانات شکارچی قوی (مثل ببر) باشد که طبیعتا از پس شکار خودشان مقدار زیادی گوشت باقی می گذاشته اند که منبع غذایی خوبی برای شکارچیان و گوشتخواران ضعیفتر از جمله انسان Homo Erectus بوده است.
اگر هم بپرسیم که چرا لوسی و انواع پیشتر از آفریقا مهاجرت نکردند، امروز معتقدند که انواع پیشتر انسان نماها گیاهخوار بوده اند و مناطقی مثل گرجستان که انسان دمانیسی در آن زندگی می کرده است محیط مناسبی برای گیاهخواران نبوده است (به دلیل فصل زمستان طولانی).
درباره ی پیوند و همکاری با "پیرمرد" که در پست قبلی به آن اشاره کردم، یک عضو تیم تحقیقاتی دمانیسی این سناریو را بیان می کند:
"پس از دست دادن دندانها، او می توانسته فقط تا مدتی با له کردن گیاهان و تکه های گوشت زندگی کند. از طرف دیگر به تنهایی هم نمی توانسته است در فصل زمستان که گیاهی وجود ندارد، با شکار ادامه ی زندگی بدهد. پس این مرد، وابسته به کمک دیگران در گروه بوده است که به او تکه های گوشت بدهند."
طبق نوشته ی نشنال جئوگرافیک، پیش از این هم در یک مورد دیگر در آفریقا نشانه های کمک و همکاری در انسان Homo Erectus مربوط به 1.7 میلیون سال پیش دیده بودند ولی آن یکی به روشنی این مورد "پیرمرد دمانیسی" نبوده است.
اگر این نظریه ی همکاری و کمک، بیشتر و بهتر از این تایید شود ما در واقع گوشه ای از عمیق ترین ریشه های انسایت را در تاریخ می بینیم.

نوشته شده توسط پویا در 08:17 PM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661