« فکرهایی درباره انتخابات ... | صفحه اصلی | اندیشه های در بند ... »
April 20, 2005
پراکنده های نه چندان بی ربط

در رادیوی دولتی اینجا برنامه ای هست که هر هفته بیشتر شعرهای تازه ی شاعران یا بطورکلی شعرهای زیبای کمی قدیمی تر را می خواند. این برنامه تکرار هم دارد که روز دیگری در هفته پخش می شود. البته شاعران را هم به خودی و غیر خودی تقسیم نمی کند و انتخاب شعر از جنبه ی هنری است نه اینکه آن شاعر مثل ما می اندیشد یا نه. در هفته ی گذشته شنونده ای ایمیلی فرستاده بود و گفته بود که چرا در تکرار برنامه همه ی شعرهای برنامه ی اصلی را نمی خوانید؟ شاید ما فرصت نکنیم برنامه ی اصلی را گوش کنیم. جواب گوینده ی برنامه جالب بود. گفت که به هر شاعری که شعرش در آن برنامه خوانده می شود پولی پرداخت می شود. آنهم در هر دونوبت اصلی و تکرار برنامه. امسال هم بودجه ی رادیو تا آخر سال طوری ریخته شده است که ما مجبوریم در تکرار برنامه در شعرها صرفه جویی کنیم.

سیمین بهبهانی شاعر خوبمان تعریف می کرد که در روزنامه ی کیهان علاوه بر تهمت های ضد انقلاب و وابسته تهمت های اخلاقی هم به او این بانوی محترم می زدند. یک روز خود سیمین با پای خودش به دفتر کیهان رفته بود و می گفت می خواستم از زبان خودشان بشنوم که آخر این حرف ها و پرونده سازی ها تا کجا می خواهد ادامه پیدا کند. نویسنده ی ادیب و چیره دست سعیدی سیرجانی را که گرفته بودند تهمت اعتیاد به مواد مخدر و لواط را هم فراموش نکرده بودند.

یکی از خوبی های نگه داشتن مجله های قدیمی این است که هر از گاه فرصتی می کنی و نگاهی دوباره می اندازی. خیلی از مطالب تازگیشان را حفظ می کنند. دیشب نگاهی دوباره به بخارای شماره 24 خرداد و تیر 1381 می کردم. حتما خسرو شاهانی طنزپرداز و روزنامه نگار معروف و توانا را می شناسید. اتفاقا ماهی بود که او فوت کرده بود. در خاطره ای از او مربوط به سال 1380 آمده بود که : "آنگاه شاهانی به وقایع روز رسید. از اینکه روزنامه ی کیهان به او حمله کرده او را عامل و وابسته لقب داده ناراحت بود. می گفت: به علی آدم دلش می سوزه. یک عمر از بیست سالگی تا حالا قریب پنجاه سال تو ده دوازده تا روزنامه و مجله قلم زدم مقاله نوشتم داستان نوشتم کتاب چاپ کردم. چرا؟ برای آنکه عامل این و آن و وابسته اینجا و آنجا نشم. مردم میرن وابسته می شن تا پول و مقام بدست بیارن من چی شدم من هنوز ناچارم برای تامین زندگی قلم بزنم. چندی قبل پسرم خواست خانه زندگی درست کند رفتیم یک آپارتمان کوچک دیدیم صاحبخانه گفت یک میلیون تومان نقد ماهی صد هزار تومان. گفتم در تمام عمرم یک میلیون تومان اسکناس را یکجا ندیدم. آنوقت به من می گویید عامل وابسته . خوشان میلیارد میلیارد نمی دانم رایانه و یارانه می گیرن اما از دولت می خوان همین حق التحریر مختصر روزنامه ی آینه را قطع کنند.

در برنامه ی هویت هم هر شاعر و نویسنده ای را که غیرخودی به حساب می آمد از تازیانه ی تهمت و پرونده سازی و خیانت و غربزدگی و تهاجم فرهنگی در امان نگذاشته بودند. در چند پست قبلی نوشتم که حتی نه غزاله علیزاده را و نه دکتر زرین کوب تاریخدان برجسته را.

نوشته شده توسط پویا در 05:53 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

سلام پویای عزیز. خسته نباشی. گاه با نوشته هایت مرا به دور دورها می بری. جالب است که اغلب یادی هم از قدیمیها می کنی در نوشته های تازه ات.
شاد باشی

نوشته شده توسط خیال تشنه در April 21, 2005 10:50 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661