« کاری دیگر ... | صفحه اصلی | شاهرخ مسکوب، گوینده ای پرسنده ... »
April 11, 2005
پس از سکوتی چند روزه ...

آمد نوبهار
طی شد هجر یار
مطرب نی بزن
ساقی می بیار ...
زیبایی و ماندگاری تصنیف ها و ترانه های کسانی مثل مرضیه، دلکش و الهه و هایده بجز صدای دلنشین آنها و موسیقی قوی و ریشه دار، بخاطر شعرهای زیبای آنها هم هست. بی جهت نیست که همچو منی، هم باید در 12 سالگی از زیبایی این ترانه ها لذت برده باشیم که از رادیوی قدیمی خانه پخش می شد و هم امروز که این ترانه ها را با صدای خش دار از روی سی دی می شنویم. فکر نمی کنم اگر شعرهای زیبای نواب صفا نبود، این ترانه ها ماندگار می شد.
اما خود نواب صفا این پیرمرد 81 ساله رفت. هفته ی پیش خاموش شد. یادش گرامی باشد.
ترانه ی زیبای دلکش را با شعر شادروان نواب صفا برای شنیدن در اینجا می گذارم.



اما این چند روزه که در اینجا چیزی نوشته نشد فرصتی شد که کتاب «یا مرگ یا تجدد» نوشته ی محقق تیزبین ماشاالله آجودانی را بخوانم. این کتاب در واقع بخش دوم تحقیق آقای آجودانی است که بخش اول آن به نام «مشروطه ایرانی» منتشر شد. یادم هست که در همین وبلاگ درباره ی آن نوشته بودم. آقای آجودانی در این کتاب به منظومه ی میرزا آقاخان کرمانی اشاره کرده است و اینکه از اولین یا اولین شعری است که در آن مستقیما به حقوق بشر اشاره شده است. به یادمان باشد که میرزا آقاخان این شعر را در زمان ناصرالدین شاه سروده است.
عبارت "حقوق بشر" هم تصادفی نیست، چون میرزا آقاخان با ایده ها و آثار متفکران و دانشمندان غربی از کانت و دکارت و ولتر و منتسکیو گرفته تا سیسموندی و هگل و مارکس و داروین بخوبی آشنا بود و مفاهیم حقوق بشر را همانطور از جنبه ی انسانگرایانه و عقلانی می فهمید و بر خلاف کسانی دیگر مدام در صدد این نبود که تلاش کند یا مشابه این ایده ها را در کتاب های دینی پیدا کند و یا اصلا یکسره ادعا کند که غربیان ایده ی حقوق بشر را از تفکرات دینی در شرق الهام گرفته اند! البته بیشتر آن کسان هم حقیقت را می دانستند اما در هر قدم فکر می کردند که برای پیشبرد حرفهایشان سعی کنند نمونه ی دینی و مقدس هم برای مفاهیم جدید ارائه کنند. در عمل کار به در هم ریختگی مفاهیم و خواستها کشیده شده است. با پوسته ی مفاهیم آشنا شده ایم اما با ریشه و هسته مرکزی که "خردورزی" و "انسان مرکزی" باشد بیگانه ایم.
اما چند بیتی هم از منظومه ی شادروان میرزا آقاخان به نقل از «تاریخ بیداری ایرانیان»:
کنون ای مرا ملت هوشمند
چرائید در چاه غفلت نژند

برآئید و بینید کار شگفت
به آسان توانید گیتی گرفت

ولی تا شناسید از خیر و شر
ببایست خواندن حقوق بشر

که تا خود بدانید ز آئین و راه
بد و نیک گیتی نباشد ز شاه

اگر آگهیتان رسد کم و بیش
ببینید هر چیز در دست خویش

همه نیک بختی و بیچارگی
به دست شما هست یکبارگی *
...

* تاریخ بیداری ایرانیان. ص. 228

نوشته شده توسط پویا در 07:02 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

واقعا يادش گرامي...اين شعر ها و ترانه ها نسل به نسل و سينه به سينه چرخيده، اي کاش جوانتر ها هم همت کنند و ياد رفتگان زنده نگاه دارند.

نوشته شده توسط غزل در April 11, 2005 11:58 PM

خسته نباشی رفیق
کار زیبایی بود. یادش گرامی باد

نوشته شده توسط خیال تشنه در April 12, 2005 07:04 AM

سلام.خوبی؟وبلاگ خوبی داری از این لحاظ که مطالب پر محتوایی دارید.اگه وقت دارید و لطف کنید به من بگید چه طوری برای وبلاگم آرشیو بزارم ممنون میشم وبلاگ من www.yehamrah.persianblog.com هست .ممنون

نوشته شده توسط yasaman در April 14, 2005 02:33 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661