« آرامش انسانی ... | صفحه اصلی | کاری دیگر ... »
April 03, 2005
حاصلی از گشتی کوتاه ...

امروز یکشنبه فرصتی شد تا گشتی در مجله ی ارزشمند بخارا بزنم که خوشبختانه روی اینترنت قرار دارد و می توان از آن بهره گرفت. در پی مطلبی که از ایرانشناس برجسته ایرج افشار خواندم به یادم آمد که تعداد نسبتا زیادی عکس از زندگی مردم زمان قاجار و همینطور دربار قاجار دارم که مدتهاست به فکر هستم که در یک گالری فلش قرار بدهم که در پستوهای خصوصی من از میان نروند. تازگی این چیزها در دسترس بودنشان است.
عکسها نشان دهنده ی روزگاری هستند که گرفته شده اند. بخصوص اگر عکاس با هدف ثبت زندگی مردم دورانش عکس را انداخته باشد که خوشبختانه در آرشیو من هم از این دست کم نیست. البته این آرشیو هم منحصر بفرد یعنی شخصی نیست بلکه اینجا و آنجا از روی نت جمع شده است و یا خودم اسکن کرده ام. روزی در خاطرات شادروان دکتر قاسم غنی می خواندم که چگونه وضع مدرسه و مردم زمان خودش را (اواخر دوره ی قاجار) با وضع مدرسه و مردم کشورهای اروپایی مقایسه می کند. توصیفهای او در ذهنم نشسته بود اما فقط با دیدن عکسهای مردم آن دوران بود که آن توصیف ها را حس کردم.
بهرحال کاش فرصت کنم عکسها را با توضیحاتشان در یک گالری فلش در سایت بگذارم.
این شعر زیبا از منصور اوجی را هم از بخارا برای اینجا انتخاب کردم. فقط کاش دلو آبی که در چرخش بعدی تاریخ بر می داریم تشنگی مان را تسکینی بدهد که سنگلاخ طولانی در پیش است:

اى خاك!
با
دستى شكسته كه بسته است‏
دلو بزرگ را
از آب سرد چاه پر مى‏كنم‏
و چهره گداخته‏ام را
در زير پر ستاره‏ترين آسمان شب‏
در آب، بى‏مضايقه مى‏چرخانم و مى‏خوانم:
- « اى خاك‏
من در كدام لحظه اين عمر
سر بر زمين سجده آرامش خواهم گذاشت؟
من در كدام لحظه‏ات اى خاك؟
تيغى دودم‏
در نيمه راه سينه من مانده است‏
با تيغه‏هاى آتش و تيزاب‏
تيغى مذاب.»
در خانه قديمى‏
در زير پر ستاره‏ترين آسمان خاك‏
يكبار ديگر از چاه‏
دلو بزرگ را
پر مى‏كنم.

نوشته شده توسط پویا در 06:39 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

خسته نباشی دوست خوبم
با این شعر سفری کردم به دوران کودکی و چاه پدربزرگ که همیشه آب خنکی داشت. یک بار سر کشیدن آب از چاه با پسرخاله ام آنقدر خندیدیم که سر آخر دلو را رها کردیم .

نوشته شده توسط خیال تشنه در April 4, 2005 07:25 AM

خاطره های شیرین. منهم همیشه یک احساس نوستالژیک به آن دوران دارم. آن خانه های کوچک قدیمی با باغچه های کوچک و حوض گرد وسط حیاط و با ماهی قرمز و هندوانه ی در آب انداخته شده ...
پویا

نوشته شده توسط پویا در April 4, 2005 08:05 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661