« گرامی باد 8 مارس روز زن ... | صفحه اصلی | چهارشنبه سوری و شادی و انسانهای در بند »
March 12, 2005
"ما تا حالا چه کرده ایم" و بومی گرایی عقب افتاده ...

در همین ابتدا باید بگویم که متاسفانه اینبار مطلب کمی طولانی شده است:
یادداشت پست قبلی با کمک دوستان سایت «زنان ایران» در آن سایت پر بیننده منتشر شد. آن یادداشت بخاطر پراکندگی که داشت به صورت مقاله نبود ولی بخاطر دو اشاره ی تاریخی فکر کردم که بد نیست برای اطلاع افراد بیشتری منتشر شود.
متاسفانه در جنبشهای اجتماعی کشور ما به سابقه ی تاریخی فعالیت ها و مبارزات اجتماعی خودمان زیاد توجهی نمی کنیم. در همین موضوع «روز زن» در کمتر جایی از بازتابی که مبارزات بین المللی زنان در ایران داشته مطلبی دیدم. مثلا در بسیاری از نوشته ها و در بسیاری از وبلاگها نام کلارا زتکین را بسیار دیدم ولی به صدیقه دولت آبادی یا زهرا و محترم اسکندری اشاره ای نشده بود. هر کس که این مطالب را می خواند تعجبی ندارد اگر فکر کند که مبارزات بین المللی زنان در همین یکی دوساله صدایش و اثرش به ایران رسیده است! اگر بگوییم نه، پس می توان پرسید که چرا در کمتر جایی از فعالیت های اجتماعی زنان در ایران نوشته می شود؟ به عبارت ساده تر زنان ایران از 95 سال پیش که پیشنهاد کلارازتکین در انترناسیونال زنان به تصویب رسید چه کرده اند؟ در آن نوشته خواستم نشان بدهم همان فعالیت های زنان برای احقاق حقوفشان در اروپا و آمریکا تا پستوهای حرم شاهی هم نفوذ کرده بوده است، که دختر ناصرالدین شاه قاجار هم بطور کامل به آن اشاره می کند. و تازه فرصتی هم نشد که اشاره کنم به اولین انجمنهای زنان مثل «شرکت خواتین اصفهان» و «شرکت آزمایش بانوان» که در سالهای 1299 و 1300 تشکیل شدند.
دستآوردهای تلاشهای اجتماعی بین المللی که پایشان به یک جامعه ی دیگر می رسد بلافاصله خصلت بومی بخودشان می گیرند. به این معنی که آن اندیشه ها و دستآوردها به یک کویر و برهوت اجتماعی و فرهنگی وارد نمی شوند و باید در آن محیط بومی پا بگیرند و رشد کنند. این پا گرفتن و رشد کردن روند پیچیده ای است که باید قدم به فدم آن را دنبال کرد و ضعف ها و قوت هایش را شناخت. برای همین مثلا در همین موضوع 8 مارس و روز زن، آنچه بیشتر اهمیت دارد این است که زنان ایران برای احقاق حقوقشان چه کرده اند و چه خواسته هایی داشته اند و این راه در ایران به کجا رسیده و چه راه و خواستهایی در پیش است. اگر شناخت و برداشت درستی از این سوابق نداشته باشیم، همه چیز را باید دوباره از صفر شروع کنیم و بدتر از همه اینکه فکر کنیم، تا حالا هیچ کاری نشده و ما تازه آمده ایم که این «رسالت» انسانی را به انجام برسانیم.
از طرف دیگر این توجه به جایگزین شدن اندیشه ها و دستآوردها، با آن بومی گرایی مبتذل و عقب افتاده هم فرق دارد که فرهنگ بومی را پدیده ای ایستا و یکبار برای همیشه تصور می کند و اینکه اندیشه های اجتماعی تابعی از فرهنگ دیرپای هر جامعه ای می شوند. کار این برداشت نادرست هم به آنجا می رسد که جلوی هر اندیشه و برداشت مدرن و جدید و رو به جلو را به بهانه ی «فرهنگ بومی» می گیرد.
این معمولا دو شکل دارد:
یا برداشتهای تجددخواهانه بطور کلی نفی می شوند و تلاش می کنند که جامعه در همان بافت قدیمی خودش بماند. مثلا اینطور وانمود می کنند که تغییرات عمیق اجتماعی و فرهنگی مثل تحصیل و کار و برداشتن حجاب زنان یا تغییرات در بافت خانوادگی و روابط با فرزندان که با برداشت های قدیمی متفاوت هستند و مشکلات و بی عدالتی های یک جامعه ی سرمایه داری، بخاطر هجوم «تجدد غربی» به جوامع شرقی است. کتاب های «غربزدگی» و بخشهایی از «در خدمت و خیانت روشنفکران» جلال آل احمد دو نمونه از این برداشت های ساده انگارانه هستند. این نظریه «تهاجم فرهنگی» و «توطئه دشمنان» و «شیطان بزرگ» از همین برداشت ساده انگار سرچشمه می گیرد و راه چاره را در «در خود فرو رفتن» و دیوار کشیدن بدور خود (نمونه ی جدیدتر آن فیلتر اینترنتی و جمع آوری آنتن های ماهواره) می بیند.
صورت دوم اینست که به بهانه ی بومی کردن، آن اندیشه و دستآورد بین المللی را از معنی و کارایی خالی کنند. جدیدترین نمونه های آن «حقوق بشر اسلامی» یا «جامعه ی مدنی اسلامی» هستند. در اینجا تلاش می شود که صورت و ظاهری از آن اندیشه بماند ولی در واقع "در" بر همان پاشنه ی سابق بچرخد. مثلا در این مورد «حقوق بشر اسلامی»، می دانیم که روح اعلامیه حقوق بشر بر آزادی کامل وجدان بشری است و افراد بشر بر طبق باورهای دینی یا غیر دینی شان طبقه بندی نمی شوند و قوانین یک جامعه نمی توانند بخاطر ایمان یا دین کسی یا جنسیت، او را از حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی محروم کنند. در حالیکه در قانون اساسی ما چیزی به نام مذهب رسمی وجود دارد و محدودیت های سیاسی و اجتماعی فراوانی برای افراد با باورهای دیگر وجود دارند. همین پدیده ی خودی و غیر خودی از اساس با اندیشه ی «حقوق بشر» در تضاد است. زن برای جنسیتش بطور اتوماتیک از آزادی پوشش محروم است.
در مورد «جامعه ی مدنی» هم می دانیم که اساس چنین جامعه ای بر حقوق برابر همه ی شهروندان است. این حقوق هم بر طبق قوانین «انسان ساخته» تعیین می شوند. در یک جامعه ی مدنی سرچشمه ی قوانین، خرد جمعی افراد همان اجتماع است که بر حسب نیازهای زمانه، قوانینی برای رفاه و پیشرفت جامعه ی خودشان تدوین می کنند. اولا خرد جمعی افراد در رقابت سیاسی و حزبی آزاد و انتخابات آزاد نمود پیدا می کند و دوم اینکه این قوانین، دینی و الهی، نیستند که غیر قابل تغییر باشند بلکه با تغییر زمانه تغییر می کنند و اصل در همه وقت تامین منافع و پیشرفت کل اجتماع و افراد آن است.

می دانم که متن کمی طولانی شد اما تلاش کردم که نشان بدهم از یک طرف نباید ویژگی های بومی و سابقه ی تلاشهای تاریخی خودمان را فراموش کنیم و از طرف دیگر نباید دچار بومی زدگی مبتذلی بشویم و در همان جای خودمان درجا بزنیم، منتها اینبار با شکلی جدید و زیر نامهای فریبنده.

نوشته شده توسط پویا در 11:01 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

salam
az inke be weblogam sar zadin mamnon ham az inke nazaretono neveshtin.moteasefane vaght nakardam matlabetono kamel bekhonam pas nazary nemidam movafagh va pirooz bashin

نوشته شده توسط ghasedak در March 15, 2005 01:04 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661