![]() |
|
|
« خاموشی و امید ... |
صفحه اصلی
| گرامی باد 8 مارس روز زن ... »
March 05, 2005
حراج کتابفروشی محله و جرقه های ذهنی ... یادم هست مدتی پیش از انقلاب 57 قیمت روزنامه ها ناگهان 2 برابر یا بیشتر شد. روزی در کلاس درس مدرسه این را بطور تصادفی گفتم. معلم درس را نگهداشت و تا پایان کلاس از ضرورت مطالعه وآگاهی برایمان حرف زد و اینکه نباید هزینه را بهانه ی مطالعه نکردن قرار داد. البته آنموقع هم هنوز وضع مالی طبقه متوسط بسیار بهتر از امروز بود و قیمت بالای نفت و جمعیتی که هنوز اینقدر زیاد نشده بود آنقدر بود که رفاهی فراهم بیاورد و بشود از این حرفها هم زد. تمامی این فکرها امروز در ذهنم گذشت چون از کنار کتابفروشی محله که می گذشتم تابلوهای حراج کتاب را دیدم. کتابهای بسیار با ارزش را با تخفیف بسیار برای فروش گذاشته بود. البته کتابی که برای من جالب بود و نصیبم شد آخرین کتاب گابریل گارسیا مارکز بود «Living To Tell the Tale » که ترجمه ی فارسی اش " زيستن براي بازگفتن" است. با قیمت فقط 6 دلار . کتاب داستان زندگی خود مارکز است. بسیار گیرا، از آن کتابهایی که اگر در دست بگیری، نمی خواهی آن را نخوانده زمین بگذاری. هنوز تصاویر فیلم زیبای «خاطرات موتورسیکلت» از مناظر آمریکای جنوبی در ذهنم هست و بی اختیار احساس نوعی زنده بودن مطالب کتاب را دارد. مثلا صحنه ی مسافرت کوتاه گابریل و مادرش روی کشتی و تصویر کشتی مسافری که چه گوارای جوان و دوستش برای رسیدن به آسایشگاه جذامیان با آن سفر می کردند. نوشته شده توسط پویا در 08:25 PM براي اداره كردن توده اي 7 ميلياردي هم انديشي لازم است نه دگر انديشي
نوشته شده توسط سالومه در March 7, 2005 06:19 AM سالومه جان من فکر می کنم دگراندیشی مخالف هم اندیشی نیست اما بدون شک مخالف یکسان اندیشی هست. اما باز به نظر من هستی اجتماعی و نقش انسان آنقدر پیچیده هست که شاید نتوانیم هیچوقت فرمول ها و چارچوب های حاضر و آماده برای شناخت آن پیدا کنیم. فکر می کنم اندیشه های مختلف به شناخت کمک می کند.
نوشته شده توسط پویا در March 7, 2005 04:56 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: