« خاموشی و امید ... | صفحه اصلی | گرامی باد 8 مارس روز زن ... »
March 05, 2005
حراج کتابفروشی محله و جرقه های ذهنی ...

یادم هست مدتی پیش از انقلاب 57 قیمت روزنامه ها ناگهان 2 برابر یا بیشتر شد. روزی در کلاس درس مدرسه این را بطور تصادفی گفتم. معلم درس را نگهداشت و تا پایان کلاس از ضرورت مطالعه وآگاهی برایمان حرف زد و اینکه نباید هزینه را بهانه ی مطالعه نکردن قرار داد. البته آنموقع هم هنوز وضع مالی طبقه متوسط بسیار بهتر از امروز بود و قیمت بالای نفت و جمعیتی که هنوز اینقدر زیاد نشده بود آنقدر بود که رفاهی فراهم بیاورد و بشود از این حرفها هم زد.
البته همانموقع هم میانگین سطح مطالعه در جامعه ی ما بیشتر از چند دقیقه در سال نبود و حالا باید به چند ثانیه در سال رسیده باشد. همین آمار شمارگان (تیراژ) کتاب را که در نظر بگیریم برای یک جامعه ی 70 میلیونی واقعا تاسف بار است.
آخرین کتابی که از ایران بدستم رسیده است «عادت می کنیم» از زویا پیرزاد است که مجموع شمارگان 5 دوره چاپ آن از 50 هزار نسخه بیشتر نیست و تازه این کتاب چند جایزه برده و معروف شده است، کم حجم است و متن آنهم سنگین نیست. وگرنه تعداد کتاب «درخت انجیر معابد» آخرین کتاب شادروان احمد محمود فقط 5500 نسخه است. و کتابهای کمی تخصصی تر مانند کتابهای تاریخی شاید چیزی حدود 2000 نسخه. همه ی اینها در جامعه ای که چند صد هزار یا بیشتر دانشجو دارد، یعنی قشری که در آینده قرار است بیشترین کارهای مدیریت را بعهده بگیرد. البته وقتی دانشجو قدرت خرید کتاب درسی خودش را ندارد نمی توان انتظار داشت که دنبال خریدن رمان باشد.
اما فکر نکنید در خارج از کشور که دست بسیاری برای خریدن کتاب بازتر است، کتابخوان بیشتری داریم. وضع شمارگان کتابهای منتشر شده در خارج هم همانقدر تاسف آور است. حتی تفاوت قیمت در ایران و خارج هم که قیمت کتاب را در خارج از کشور بسیار ارزان می کند کمکی به کتابخوانی ما نکرده است. این نشان می دهد که فقط وضع بهتر مالی لزوما چاره ی کار را نمی کند.

تمامی این فکرها امروز در ذهنم گذشت چون از کنار کتابفروشی محله که می گذشتم تابلوهای حراج کتاب را دیدم. کتابهای بسیار با ارزش را با تخفیف بسیار برای فروش گذاشته بود. البته کتابی که برای من جالب بود و نصیبم شد آخرین کتاب گابریل گارسیا مارکز بود «Living To Tell the Tale » که ترجمه ی فارسی اش " زيستن براي بازگفتن" است. با قیمت فقط 6 دلار . کتاب داستان زندگی خود مارکز است. بسیار گیرا، از آن کتابهایی که اگر در دست بگیری، نمی خواهی آن را نخوانده زمین بگذاری. هنوز تصاویر فیلم زیبای «خاطرات موتورسیکلت» از مناظر آمریکای جنوبی در ذهنم هست و بی اختیار احساس نوعی زنده بودن مطالب کتاب را دارد. مثلا صحنه ی مسافرت کوتاه گابریل و مادرش روی کشتی و تصویر کشتی مسافری که چه گوارای جوان و دوستش برای رسیدن به آسایشگاه جذامیان با آن سفر می کردند.

نوشته شده توسط پویا در 08:25 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

براي اداره كردن توده اي 7 ميلياردي هم انديشي لازم است نه دگر انديشي
در شوروي سابق تيمارستان ها جايي بود براي زنداني كردن مخالفان
غافل از اينكه من وتو و ساير دوستانمان پوياي عزيز يا در غارهايي دور با نوشتههاي ماركز و يا جمعي فرهيخته در همين اقليت گذزان مي كنيم و يا در تيمارستاني با فضاي باز تحت نظر هستيم.

نوشته شده توسط سالومه در March 7, 2005 06:19 AM

سالومه جان من فکر می کنم دگراندیشی مخالف هم اندیشی نیست اما بدون شک مخالف یکسان اندیشی هست. اما باز به نظر من هستی اجتماعی و نقش انسان آنقدر پیچیده هست که شاید نتوانیم هیچوقت فرمول ها و چارچوب های حاضر و آماده برای شناخت آن پیدا کنیم. فکر می کنم اندیشه های مختلف به شناخت کمک می کند.
هنوز باید به دنبال راه گشت. تا از این تیمارستان جهانی خلاصی پیدا کرد. من اینطور فکر می کنم.
پویا

نوشته شده توسط پویا در March 7, 2005 04:56 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661