« تکفیر ... | صفحه اصلی | خاموشی و امید ... »
March 03, 2005
زجر و شکنجه از زندان و کوی دانشگاه به خیابان ...

این عکس ها را دیده اید؟
می بینید از "خلیل عقاب" و مارگیرهای شاه عبدالعظیم به کجا رسیده ایم؟
من تا جایی که می دانسته ام و توان داشته ام درباره ی ناهنجاری های جامعه و بی تفاوتی یا کم تفاوتی عمومی در برابر آن گفته ام نوشته ام و کلیپ ساخته ام. نمی توان خاموش نشست. من فکر می کنم نگران فروپاشی اجتماعی، یک نگرانی جدی ست.
کودکان و زنان همیشه بیشترین تاوان ناهنجاری ها را می پردازند. بار فقر و بی امکانی کم نیست که بار زجر و شکنجه ی روحی و جسمی هم بروی کودکان و زنان هست.
جامعه ای که سحرگاه در میدان شهر می ایستد و به دار کشیدن را تماشا می کند، جامعه ای که می ایستد و در خیابان شلاق خوردن نوجوانان را به دست گزمه ها تماشا می کند، جامعه ای که جنین مرده از گوشه ی جوی خیابان جمع می کند و ... جامعه ی سالمی نیست. بیمار است. جامعه ای که در آن کودک را در خیابان می خوابانند و ماشین از روی دستش رد می کنند برای معرکه گیری، خودش می داند که بیمار است؟ چه زمینه ی اجتماعی در روح و روان افراد بوجود آمده که با بلندگو برای شکنجه تماشاچی می طلبند؟

در زندانهای جمهوری اسلامی کم نبوده اند زنانی که کودکانشان را در سلولهای "دانشگاه" یا به عبارت جدیدتر "هتل" اوین بزرگ کرده اند. در کتابهای خاطرات زندانیان زن در خارج کشور، فراوان نقل کرده اند. گذشته است؟ هنوز اینروزها زن باردار را به زندان می کشند.
گزارشگران بدون مرز می نویسند:«خانم نجمه اميدپرور همسر آقای محمدرضا نسب عبداللهي صبح ديروز ۱٢ اسفند ماه و چند روز پس از دستگيری همسرش بازداشت و روانه زندان شد. گزارشگران بدون مرز دستگيری اين زن حامله را عملي غير انساني دانسته و آن را محکوم و خواهان آزادی فوری ايشان است.
ماموران لباس شخصي ديروز با حضور در منزل اين دو وبلاگ نويس، به بازرسي از منزل پرداخته کامپيوترها و نوشته ها و وسايل شخصي آنها را با خود برده اند. اين ماموران بدون نشان دادن هيچ حکمي خانم نجمه اميدپرور را بازداشت کرده اند.
نجمه اميد پرور وبلاگ نويس طلوع آزادی است و يکي از اتهامات وی اين است که شجاعانه برای آزادی همسرش و ديگر وبلاگ نويسان زنداني اقدام کرده است.»
اینکه جامعه ای در دوره ای به بی تفاوتی سیاسی می رسد، شاید با شرایط ایران عجیب نباشد، اما بی تفاوتی در برابر خشن ترین کارهای غیرانسانی فقط نگرانی آور است.

نوشته شده توسط پویا در 08:01 PM

نظرات (8)


نظرهای نوشته شده:

مات و متحير مانده ام ...

نوشته شده توسط غزل در March 4, 2005 02:35 AM

سلام پویای عزیز. متاسفانه نشد که میلی را که فرستاده بودی بخوانم.
خسته نباشی.

نوشته شده توسط خیال تشنه در March 4, 2005 07:31 AM

Salaam, dastetaan dard nakond. Veblog shomaa, besyaari az mavaared-e ejtemaai raa matrah mikonad ke hamvaar-e mashghale zehniam boude, hast va khaahad boud...bitafaavotiy-e mardom-e javaame-e mokhtalef, makhsousan Iraan holnaak ast...rishe-haa-i daarad ke baayad aan haa raa chenaakhaat taa ghaader be-dark-e in padidey-e shod. Az site flash ham khosham aamad, merci.darmored-e.. zezele Bam, zemestaan-e 2003 milaadi (dey maah- e1382 boud) boud
Baa sepaas va dousti
Yasseman

نوشته شده توسط yasseman_tourang@hotmail.com در March 5, 2005 12:05 AM

یاسمن عزیز سلام. خوشحالم که به وبلاگ من سر زدی. من هم سعی می کنم به غیر از خود دردها به ریشه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آنهم اشاره ای داشته باشم و مطابق فکر و برداشتهای خودم توضیح بدهم (یادت باشد که نوشته های اینترنتی و بخصوص وبلاگی را نباید با حجم زیاد نوشت). اما من تلاش می کنم فقط بیانگر دردها نباشم که چه کسی بهتر از خود مردم، فاجعه ها را می بیند؟
در مورد تاریخ فاجعه ی بم، خیلی ممنون. امروز تصحیحش می کنم. 26 دسامبر 2003 بود که باید بگردم ببینم چه تاریخ خورشیدی می شود.
پویا

نوشته شده توسط پویا در March 5, 2005 01:21 PM

راه حل؟!

نوشته شده توسط س در December 4, 2007 06:12 PM

الهی هر که را خواهی بر اندازی با درویشان در اندازی

نوشته شده توسط صوفی در January 28, 2008 07:49 AM

یا خودکشی دست جمعی یا فرار از کشور یا....؟

نوشته شده توسط آریو در January 29, 2008 09:00 AM

man nemidoonam inaey ke neveshti cheghadesh raste vali delam nemikhad bebinam hamvatanam ya na aslan ye adam injoori toye ranje
mishe mano rahnamaey koi ke harfaye to sita va veblaga ro ghabool konam ya chizaey ke to resaneha migano to ketaba minevisan
man be shake motlagh residam yani nemidoonam hagh ba kye
age hagh ba shomast esbatesh konin

نوشته شده توسط زیبا در February 26, 2008 06:16 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661