![]() |
|
|
« از دانشگاه تا هتل ... |
صفحه اصلی
| امید ... »
February 03, 2005
چرا خانه های امن بسته می شوند؟ ![]() «پس از سالها که مکانی جهت تجمیع و نگهداری از دختران فراری تاسیس شد اخیرا مسوولان این مرکز اعلام کردند به این دلیل که قادر به تامین هزینه ها نیستند مجبور به تعطیل کردن آن هستند. ... برطبق آمار و ارقام غیر رسمی نزدیک به 200 هزار زن خیابانی فقط در تهران پراکنده اند که 61 درصد آنها اولین فرار خود را در دوران نوجوانی تجربه کرده اند. با این حساب ،در صورتی که آمار و ارقام فزاینده و روبه گسترش دختران فراری قادر باشد در آینده ای نزدیک به فراتر از سطح هشدار(اکنون در سطح هشدار است) برسد آن گاه می توان گفت که بخش اعظم دختران فراری امروز به زنان روسپی پراکنده در سطح شهر مبدل خواهند شد.»ادامه را در اینجا بخوانید ... یکی از وظایف و کارهایی که دولت در کشورهای اروپایی و حتما کانادا و آمریکا به عهده دارد ایجاد خانه های امن برای دختران و زنانی است که به هر دلیل نمی توانند در خانه بمانند و مجبور به فرار می شوند. اینکه در این یا آن موضوع مشخص حق با زن یا دختر بوده یا نه، این ربطی به داشتن یک مکان موقت برای زندگی ندارد. خانه های امن عملا در اختیار زنان و دخترانی است که قربانی خشونت خانوادگی هستند و ماندنشان در آن خانه دیگر امکان ندارد. بسیاری زنان و دختران هستند که مجبورند در یک شرایط اضطراری از خانه و فرد خشونت گر فرار کنند. بسیاری از این زنان بچه های کوچکشان را هم به همراه دارند. در این خانه ها جای امن و با شرایط انسانی در اختیار دختر یا زن فراری گذاشته می شود تا در موفع مناسب مورد حمایت پزشکی و روانی و حقوقی قرار بگیرند. کارکنان این مراکز هم اکثرا تجربه ی کار با مشکلات را دارند. آدرس و شماره ی تلفن این خانه ها هم مخفی است تا مشکل ایجاد نشود. با این ترتیب دیگر دختر یا زن مجبورر نیست به خاطر نداشتن جا خشونت و تحقیر را تحمل کند. خیلی وقتها است که با این تحمل، دختر یا زن قربانی یا جانش را از دست می دهد یا آسیب می بیند. خیلی وقت ها است که دختر یا زن به خاطر آنچه که متاسفانه "حفظ آبرو" نام گرفته، امکان رفتن به خانه ی فامیل را ندارد و تازه خیلی وقتها این چاره ی کار هم نیست. بیرون رفتن دختر یا زن از خانه هم او را در خیابان با مشکلات زیادی روبه رو می کند. یکی از متخصصان امور مشکلات اجتماعی در جایی گفته بود که بسیاری از دختران و کودکان و زنان فراری در همان شب های اول مورد تجاوز و آزار جنسی قرا می گیرند. متاسفانه بسیاری چیزها در جامعه ی ما هنوز با برداشتهای قبیله ای و جامعه ی صد سال پیش اداره می شود. مثلا همین موضوع حمایت از زنان یا افراد پیر و از کار افتاده. در جامعه ی قدیم بیشتر افراد در روستا زندگی می کردند و پدر و مادر، فرزندان زیاد احتیاج داشتند تا بتوانند روی زمین کار کنند. عجیب هم نبود که در موقع از کار افتادگی همان بچه ها از آنها پرستاری کنند. معلوم است که در دنیای امروز شرایط دیگر شرایط آنروزی نیست. امروزه وظیفه ی حمایت از افراد پیر و از کار افتاده در درجه ی اول به عهده ی دولت است. اما وقتی که جامعه با روشهای عفب مانده اداره بشود، حتما ارجحیت به این مشکلات هم کم خواهد بود و بودجه ی کافی هیچگاه فراهم نخواهد شد. من فکر می کنم یکی از موضوعاتی که سازمانهای غیر دولتی (NGO ) های زنان باید برایش فعالیت و مبارزه کنند همین موضوع ایجاد خانه های امن برای زنان و دختران فراری یا در حال فرار است. با این گسترش ناهنجاری های اجتماعی، کودکان و زنان آسیب پذیرترین افراد هستند. حمایت از آنها در درجه ی اول وظیفه ی دولت است. وظیفه ای که در تمام این سالها به آن عمل نشده است. فعالیت در این راه حتما پشتیبانی اجتماعی را هم همراه دارد. نوشته شده توسط پویا در 09:30 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: