« پاسخ های روشن ؟ | صفحه اصلی | شصت سال از آزادی آشویتس گذشت ... »
January 26, 2005
موضوع یک مقاله ... War Game

به موضوع تهدیدهای آمریکا و اسرائیل در دو پست قبلی اشاره ای کرده بودم. امروز در سایت پیک نت فایل یک "تمرین یا نمایش جنگی" یا War Game گذاشته شده است. در توضیح این بازی جنگی نوشته شده است: «در شورائی كه اين سند در آن تهيه شده، از جمله مقامات بلند پايه امريكا نظير وزرای خارجه و دفاع و خزانه داری امريكا حضور دارند.»
از تهدیدات جدی و واقعی آمریکا که بگذریم، ماجرای این «بازی جنگی» اینست که نشریه ماهانه ی آتلانتیک (Antlantic Monthly) در شماره ماه دسامبر از بعضی دیپلماتها و افسران بازنشسته دعوت کرده بود تا در جریان یک میزگرد هریک نقشی را بعهده بگیرند و با شناختی که از جریانات سیاسی و نظامی آمریکا دارند، پیش بینی کنند که در صورت تصویب یک حمله ی نظامی به ایران، این نقشه چگونه پیش خواهد رفت. شکی نیست که افراد دعوت شده با اینکه مقام تصمیم گیری ندارند ولی دارای ارتباطات و شناخت زیادی از درون دستگاه رهبری آمریکا هستند. اما هنوز این، با اینکه چند وزیر رسمی در یک جلسه بنشینند و این تصمیمات را بگیرند خیلی فاصله دارد. من برای سایت پیک نت هم این را نوشتم که امیدوارم توجه کنند. چون در غیر اینصورت خبرها و تحلیل های ما اساس درستی نخواهد داشت.
بدون تردید مطالعه ی کامل این فایل و مقاله ی اصلی مجله مفید خواهد بود اما باید بدانیم که چه می خوانیم و اهمیت و واقعیت آن تا چه حد است. اصل مقاله در این آدرس چاپ شده است و زمینه ی این War Game توضیح داده شده است.
افرادی که در نقش های مختلف اظهار نظر می کنند:
طراح اصلی تمرین: افسر بازنشسته ی نیروی هوایی سام گاردینر با تخصص بیست ساله در طراحی این تمرین ها.
متخصص و بازرس ارشد تسلیحات اتمی دیوید کی در نقش رئیس «سیا».
کارشناسان سیاسی کنت پولاک و رائل مارک گرخت در نقش وزیر امور خارجه (پولاک در نقش یک دموکرات و رائل در نقش یک جمهوریخواه برای دیدهای مختلف). هر دو این آقایان از کارکنان پر سابقه ی «سیا» بوده اند و متخصص امور ایران و خلیج فارس.
سخنگوی سابق وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) کنت بیکن در نقش رئیس کاخ سفید.
پروفسور در امور امنیت ملی مایکل مازار در نقش وزیر دفاع.
در این تمرین نظامی موضوع حمله ی اسرائیل از مسیر های مختلف بررسی می شود و شرکت کنندگان نتیجه می گیرند که نه اسرائیل بلکه آمریکا دارای توانایی نظامی حمله است (بدلیل مسافت زیاد و پراکندگی سایت های مورد نظر حمله کنندگان). که گویا این اواخر اسرائیل مقداری هواپیماهای جدید هم تحویل گرفته است.
نتیجه ای که شرکت کنندگان در پایان طرح به آن می رسند اینست که یک حمله ی نظامی به ایران ممکن است نتایج پیش بینی نشده ی سیاسی و بی ثباتی در منطقه داشته باشد و آنها مذاکره با رژیم ایران را پیشنهاد می کنند. یعنی همان طرحی که برژینسکی در پاییز سال 2004 مطرح کرد.
این سطرهای آخر خود مقاله است:

A realistic awareness of these constraints will put the next President in an awkward position. In the end, according to our panelists, he should understand that he cannot prudently order an attack on Iran. But his chances of negotiating his way out of the situation will be greater if the Iranians don't know that. He will have to brandish the threat of a possible attack while offering the incentive of economic and diplomatic favors should Iran abandon its plans. "If you say there is no acceptable military option, then you end any possibility that there will be a non-nuclear Iran," David Kay said after the war game. "If the Iranians believe they will not suffer any harm, they will go right ahead." Hammes agreed: "The threat is always an important part of the negotiating process. But you want to fool the enemy, not fool yourself. You can't delude yourself into thinking you can do something you can't." Is it therefore irresponsible to say in public, as our participants did and we do
here, that the United States has no military solution to the Iran problem? Hammes said no. Iran could not be sure that an American President, seeing what he considered to be clear provocation, would not strike. "You can never assume that just because a government knows something is unviable, it won't go ahead and do it. The Iraqis knew it was not viable to invade Iran, but they still did it. History shows that countries make very serious mistakes."

So this is how the war game turned out: with a finding that the next American President must, through bluff and patience, change the actions of a government whose motives he does not understand well, and over which his influence is limited. "After all this effort, I am left with two simple sentences for policymakers," Sam Gardiner said of his exercise. "You have no military solution for the issues of Iran. And you have to make diplomacy work."

نوشته شده توسط پویا در 07:50 PM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661