« چند فکر پراکنده ... | صفحه اصلی | پیشرفت تکنولوژی ... »
January 15, 2005
حالا حکایت ماست ...


یکی از روش های حکومتگران در کشور ما ایجاد جریان های موازی با هر اندیشه و طرحی ست که سودایی غیر از خواست رسمی حکومت داشته باشد. این جریان های موازی تلاش می کنند تا اندیشه ی «غیر خودی» را بپوشانند یا آنقدر موضوع را شلوغ و درهم کنند که امکان انتخاب مردم را بگیرند. این کار از سینما، تاتر و شعر و داستان و موسیقی حکومتی شروع شد که نتیجه ای جز یک سری طرح های پر خرج و بی استقبال نمایشی با حرف ها و صحنه ی کلیشه ای ناشیانه نداشت.
در کنار آن، سازمان های دانش آموزی و دانشجویی و روزنامه هایی با اسم هایی خیلی نزدیک به روزنامه ی اصلی غیرخودی ایجاد شد. بعد هم کار به تشکیل اتحادیه های صنفی موازی کشید. حتی بارها صحبت از ایجاد یک کانون نویسندگان موازی شده است. منتها شاید چون توانسته اند به اندازه ی کافی صدای کانون واقعی نویسندگان را خاموش نگاه دارند، این را هم برای روز مبادا ذخیره کرده اند.
جالب تر از همه ایجاد جمعیت «ایران فردا» برای معرفی کاندیداهای محافظه کار در انتخابات مجلس ششم بود. «ایران فردا» در واقع نشریه ی ماهانه ی پرباری بود که ملی مذهبی ها و یاران مهندس سحابی منتشر می کردند و کسانی مثل دکتر پیمان در آن می نوشتند. در همان زمان که جمعیت «ایران فردا» تبلیغ می شد، خود دست اندرکاران نشریه در زندان بودند! و هنوز هم آقای علیجانی در زندان است. البته مردم هم نشان دادند که فرق «ایران فردا» ها را می دانند.
با رشد اینترنت و استقبال مردم و بخصوص جوانها، کار به ایجاد سایت های موازی کشید. سایت «گویاآ» را موازی «گویا» ایجاد کردند و حتی سایت هایی با آرایش و فرم سایت های اصلاح طلبان بوجود آوردند تا باز، گردش کمی آزاد اطلاعات را درهم کنند. حتی سایت هایی مثل «بازتاب» درست شد که هر از چندی خبرهای جنجالی منتشر کند و خودش را بعنوان طرفدار خط سوم مطرح کند، یعنی نه با حکومتی ها و نه با «غیرخودی» ها. یک ملغمه ای از «خودی» های اصلاح طلب محافظه کار خواهان جامعه ی مدنی در قالب جامعه ی مذهبی تحت فرمان ولایت فقیه. به معنای واقعی متضاد و درهم.
به تازگی هم خبرگزاری های موازی یکی پس از دیگری روی نت گذاشته می شوند. آخرینشان شاید سایت «اخبار زنان» باشد. من فکر می کنم در ماههای پیش از انتخابات بخصوص با امکان آمدن رفسنجانی، این سایتها ارگانهای تبلیغاتی او خواهند بود. اما در دراز مدت این سایت ها همان بدل های موازی سایت های پربار داخلی مربوط به زنان هستند که خوانندگان بسیاری در اینترنت دارند و به همت زنان و دختران زحمتکش و آگاه منتشر می شوند. دو سایت معروف «زنان ایران» و «تریبون فمنیستی» که بسیار پربار هستند و معلوم است که پایه اشان کار داوطلبانه و علاقمندانه ی نویسندگانشان است. اندیشه ی حاکم براین سایت ها اندیشه ای آگاه و مدرن است و بی جهت نیست که «ضرورت» ایجاد یک «سایت خودی» حس شده است.
در یک جامعه ی مدرن معمولا برای طرحی که تجربه ی موفقیت آمیزی نداشته است، بودجه ای در نظر نمی گیرند. اما خوب، در کشور ما گویا مهم اینست که ما «کار خودمان» را بکنیم. حالا اگر دراین بیست و پنج سال گذشته این موازی سازی ها نتیجه ای نداده، لااقل مایه گذران امورات بعضی هست.
می گویند حاج میرزا آقاسی وزیر محمدشاه قاجار دستور کندن چاه آبی را داده بود. روزی که از سر آن چاه می گذشت، چاه کن اصرار داشت که «حاجی این چاه به آب نمی رسد ...». حاج میرزا که خسته شده بود به چاه کن گفت: «آخر ... اگر این چاه برای من آب ندارد، برای تو که نان دارد...»
بقول عمران صلاحی «حالا حکایت ماست».

نوشته شده توسط پویا در 10:56 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

تست

نوشته شده توسط پویا در January 16, 2005 12:25 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661