![]() |
|
|
« ژرفای اندیشه تا کجاست ؟ ... |
صفحه اصلی
| حالا حکایت ماست ... »
January 14, 2005
چند فکر پراکنده ... ![]() دکتر قاسم غنی در جایی از خاطراتش می گوید (عین کلمات یادم نیست) که «ذهن اانسان شرقی پرّان است. یعنی در چشم به هم زدنی از گوشه ی کوچکش تا دوردستهای کهکشان (بیرونی یا درونی) سفر می کند.» امروز که به آوازی از گلپایگانی گوش می کردم به یاد این خاطره ی شادروان غنی افتادم. شاید به این خاطر که همیشه انسان شرقی برای رهایی از آنچه درپیرامونش می گذشته، به دنیای درون پناه می برده است. دنیایی که می توان با آزادی فکر و احساس را پرواز داد. بی جهت نیست که عرفان شرقی ما بر خلاف عرفان ابن رشد خوش آمد گوی آزادی ست. در خانقاه های ایرانی، کسی از دین و مذهب کسی نمی پرسید. ولی خوب، اینهم در طول تاریخ و بخصوص در دوران شکست و انحطاط فرهنگی تغییر کرد. زمانی هم بازیچه ی دست دولتمردان صفوی شد و به در دوران قاجار از پا افتاد. سه شنبه ی این هفته دوست گرامی قاصدک در پالتاک گفتگوی عمومی داشت درباره ی ادبیات امروز زنان. والبته ذهن شرقی من صحبت را به سوالی از این رواج عرفان گرایی و حتی جادوگرایی در جامعه ی امروز ایران کشانید. چون خود قاصدک به تازگی در ایران بوده از این اقبال "عمومی" به این مذاهب و دینهای جدید گفت. من فقط شنیده بودم. اینکه این مذاهب تا حدودی در جوامع غربی هم رشد دارند (پدیده ی New Age ) دلیل های خود را دارد که به کلی با موضوع ما فرق می کند. اما داشتن یک ذهن پرّان می تواند آرامش روحی بیافریند. می تواند تو را حتی برای لحظه ای در پاکی این هستی بیکران شستشو بدهد و بدانی که جر ذره ای نیستی که: از آن سیمرغ را در قاف قربت آشیان دادند که شد زین دامگه مشغول آب و دانه ای کمتر کسی عاشق بود کز آتش سوزان نپرهیزد به راه عشق نتوان بودن از پروانه ای کمتر عشق به انسانیت انسان و جستجوی راهی در این سنگلاخ تاریخی. و اینکه تو در این میانه در کجا ایستاده ای ... نوشته شده توسط پویا در 07:03 PM سلام... خوبه شما بازم در حد توانت میگی.. اینروزا انگار همه خنگ شدن و خفقانه...
نوشته شده توسط mehdi در January 18, 2005 07:57 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: