« زندگی دیگری نیست اما راهی دیگر شاید باشد ... | صفحه اصلی | !Do Something »
August 27, 2004
موسیقی ما و کله منارهای تیمور و نادر


در وبلاگ لیلا بحث کوچکی در گرفته بود درباره ی موسیقی اصیل ایرانی. من نه برای پاسخ به کسی که فقط برای بیان فکر خودم این ها را نوشتم:

سياوش
ليلا جان، عجب سينه‌زني و يا زنجير‌زني خلاصه خودزني مي‌شه راه انداخت با اين ترانه. راستي در مورد اصلاح طلبي و آخوند. من تا زماني كه اين آخوند‌ها ريش‌شون(سبيل بماند) و يا صورتشون اصلاح نكنند، هيچ‌وقت به اصلاح‌طلب بودنشان اميدي ندارم و نداشته‌ام. چه‌قدر غر مي‌زنم!

پویا: موسیقی یک ملت هم مثل خیلی چیزهای دیگر از تاریخی که آن ملت تجربه کرده جدا نیست. از موسیقیدانی که قتل عام مغول و کله منارهای تیمور و نادر را دیده و موسیقی بعنوان نغمه ی شیطان ممنوع بوده چه انتظاری می شود داشت؟ جز اینکه سوز دل خود و ملتش را سر بدهد؟ اگر امروز کله مناری نیست ، درد ملت که هست .یعنی جز این اگر بود فکر می کنم عجیب بود. سالهای اول انقلاب یادتان هست؟ نغمه ها شوری بخودش گرفته بود. همین گروه عارف و شیدا پر شور و زنده دل می ساختند. ملت شوری داشت. من فکر می کنم موسیقی بازتاب زندگی یک ملت است.

سياوش:
«يويا عزيز، مي‌گويد، موسيقي بازتاب زنده‌گي(يا روحيات) يك ملت است. خوب به نظر شما موسيقي محلي بازتاب بيش‌تري دارد و يا كوچه و بازاري، سنتي، نو، و غيرو. منظورت از "موسيقي‌داناني كه قتل عام مغول و كله... چه انتظاري مي‌شود داشت؟" چه فرد و يا افراد بخصوصي است.»

پویا:
(1) نمی دانم چرا اینطور برداشت شد که من دارم جواب کسی را می دهم (: من فقط خواستم توضیحی داده باشم که چرا موسیقی ما غمگین و سوزناک است هر چند که پتانسیل شاد زدن و شاد خواندن را دارد و اتفاقا گویا این پتانسیل هم در همان موسیقی محلی باشد. و اینکه چرا هنرمند بطور کلی این جنبه ی غمگینی را بیشتر به کار گرفته است؟ سیاوش عزیز من به هنرمند تاریخی اشاره داشتم و این موسیقی اصیل هم که ما گوش می کنیم حاصل کار این یا آن فرد نیست (ساختار و ملودی دستگاه ها را می گویم) و اصلا به این یا آن شخص بخصوص بر نمی گردد.
(۲) اینها در احساس و وجدان «اجتماعی» جامعه می نشیند و هنرمند آن را بازتاب می دهد چرا که در همان محیط پرورش پیدا کرده. ملتی که در طول تاریخ قتل عام شده و سرکوب شده و همزمان با سوز احساسات مذهبی تحریک شده دیگر چه می خواهید موسیقی اش باشد. به ما در طول تاریخ گفته شده که خنده نتیجه ی بی خبری ست و بی دردی و موسیقی شاد نغمه ی شیطان. خمینی روزی می گفت اسلام را همین گریه ها و سینه زنی ها نگاه داشته است. او راست می گفت. شکست زندگی مادی و دین غم آور معنوی . چه نتیجه ای باید می داده است که نداده؟

(۳) منظور من هم همه اش آن چیزی بوده که موسیقی اصیل ماست یعنی از تاریخ این کشور برآمده است. موسیقی کوچه بازاری هم اولا که بیشتر کپی از ملودی های عربی و ترکی است و تازه آنها هم می بینی که سوز دل کم ندارد. موسیقی نو یا همان پاپ هم ملودی ها اکثرا کپی هستند یا بسیار تحت تاثیر موسیقی غربی. تازه در همان جا هم ببین که پاپ امروز ما بخصوص آنچه در ایران تولید می شود موسیقی شادی نیست (محمد اصفهانی، علیرضا عصار و ...) در مورد موسیقی مبتذل لوس آنجلسی من چیزی ندارم بگویم. مبتذل یعنی کپی بد کردن از موسیقی غربی و فقط سعی کنیم که با ریتم 6 و 8 تحرک بوجود بیاوریم. از جدایی و غم تنهایی بگوییم منتها با قر کمر و بشکن ! ((:

نوشته شده توسط پویا در 07:54 PM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661