![]() |
|
|
« امید به آینده ... |
صفحه اصلی
| زندگی دیگری نیست اما راهی دیگر شاید باشد ... »
August 22, 2004
جنبش آزادیبخش و کاکوئتا ![]() دیشب فرصتی دست داد تا نگاهی به شماره ماه جولای نشریه National Geographic بیاندازم. اول فکر کردم که فقط نگاه کوتاهی باشد اما با خواندن اولین جمله های مقاله اصلی (کشور کوکائین) دیگر نتوانستم آن را زمین بگذارم. موضوع مقاله سفر یک عکاس ژورنالیست شیلیایی است به استان کاکوئتا (Caqueta ) در جنوب غربی کلمبیا. استانی که تا همین چند وقت پیش بوسیله ی چریک های چپگرای FARC اداره می شد که بر ضد دولت کلمبیا می جنگندند. اقتصاد اصلی این استان کاشتن و تحویل مواد اولیه ماده مخدر کوکائین است. در دهکده ی مونسراته (Monseratte) که این عکاس با اهالی گفتگو کرده بود، مردم حتی قیمت چیزهایی را که در مغاره می خرند با کوکائین می پردازند. نه اینکه این مردم مانند جنایتکاران فیلم های هالیوودی باشند. آنها کشاورزانی هستند که تنها کشتی که زندگیشان را تامین می کند همین مواد اولیه کوکائین است. چریک های چپگرا هم درآمد جنبش خودشان را از همین راه ها تامین می کنند. و گرفتن مالیات از همین کشاورزان. تا چند وقت پیش آن منطقه تحت کنترل آنها بود. امروز آنها به عقب رانده شده اند و کنترل استان در دست دولت کلمبیا است. و مردم در وسط این دو گروه مسلح باقی مانده اند. اما هنوز زندگی آنها پایه اش بر کشت و تحویل ماده ی خام کوکائین است. تصویر مردی که در زمین فوتبال کوکائین خشک می کند و الاغ هایی که با بار کوکائین از کوچه پس کوچه های ده می گذرند، نمی تواند تو را به فکر فرو نبرد. درباره ی رابطه ی جنبش آزادی بخش سری لانکا با تجارت مواد مخدر هم چیزهایی منتشر شده است. زمانی تصویر این جنبشها از درون کتابهای رژی دبره بیرون می آمد و آدم بی اختیار چهره چه گوارا و فیدل کاسترو به ذهنش می آمد. اما زمان آن چهره پردازی های آرمانی گویا سپری شده است. فرمانده این چریک های چپگرا خیلی راحت به این ژورنالیست و عکاس اجازه ی ورود و کار به منطقه داده بود. می دانی چه آدم را به فکر فرو می برد؟ اینکه چقدر برداشت های آرمانی با زندگی واقعی می توانند فاصله داشته باشند. این یکی از آن چیزهاست. نوشته شده توسط پویا در 07:12 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: