« طرف ما شب نیست | صفحه اصلی | سی ام تیر 1331 خورشیدی »
July 20, 2004
فصل زنان


درباره مسائل زنان در جامعه امروز ایران برای فلش «خشونت علیه زنان» به نشریه ی کتاب مانند «فصل زنان» رسیدم که به کوشش نوشین احمدی خراسانی در ایران منتشر می شود. عنوان کوچکتر این مجموعه ی چتد جلدی «مجموعه ی آراء و دیدگاه های فمنیستی» است. ویژگی این نشریه اینست که برداشتی که از فمینیسم دارند یک برداشت پیشرونده و مترقی است. پیشرونده و مترقی به این معنی که آگاهی دهنده و هشدار دهنده است برای دستیابی به امکانات برابر اجتماعی همه ی شهروندان صرف نظر از مرد یا زن بودن. و این با مردستیزی بسیار تفاوت دارد که چندان فرقی با تحقیر زنان ندارد.
اما کسی مانند من که سالهاست در خارج از ایران زندگی می کند، دیدن این روح هایی که هنوز برای کمک به دیگران زنده اند ساده نیست. مگر دوم خردادی برسد و خنده و امید را بر لب جوان ها ببینی، یا 18 تیری تا نگاه پر هیجان و کمی ترس خورده ی آن جوان دانشجو را ببینی و طپش قلب او را از هزاران کیلومتر فاصله حس کنی، تا ببینی روح های سوزنده هستند و این سوزندگی باقی ست، پس از قرن ها و هزاره ها ...
و «فصل زنان» را هم که ورق می زنی یا می شنوی که در گوشه ای مشاوره ی حقوقی رایگان در اختیار زنان می گذارند، به خودت می بالی که کسانی هستند که پر تلاش و با علاقه مشغولند، زن و مرد و طبیعتا بیشتر زن. بی هیچ های و هویی تنها کار اجتماعی و کار آگاهی دهنده. و بیابان برهوتی نیست حتی اگر هر از چندی خاموشی سایه گسترده باشد.
طرح مسائل زنان بماند تا فرصتی نه چندان دور.

مصاحبه ی آقای حجاریا ن را که در اینترنت می خواندم، بیشتر به این فکر می کردم که کاش در تمامی این سالها نسل باهوش تر و خلاق تری از متفکران اجتماعی در کشور ما پا گرفته بود. متفکری که در هنگام خود، دینامیک جنبش های اجتماعی را بشناسد و بتواند شور و امید همگانی را در نهاد های مدنی جنبه ی عملی بدهد. نه اینکه در تمام این سالها، مردم را فقط برای صندوق های رای بخواهد و روز پس از آن، آنها را به خانه بفرستد و خود در پشت درهای بسته در پی حل و فصل مشکلات انباشته شده ی سیاسی و اجتماعی باشد. تن به تعطیل دسته جمعی مطبوعات بدهد، قانون مطبوعات را با حکم حکومتی به فراموشی بسپارد، 18 تیر ها و ترور خود این آقای حجاریان و کشتن زهرا کاظمی و دستگیری دانشجویان و بسیاری مسائل دیگر را به مماشات و سکوت برگزار کند، نکوشد که ریشه ی منافع اقتصادی و مافیایی محافظه کاران را توضیح بدهد... و این لیست را می توان ادامه داد.
اتفاقا ایشان به جای اینکه بگویند که مسبب این ناامید و بی تفاوتی همگانی کیست می گویند: چرا مردم دسته دسته و به صورت هزاران نفری به پشتیبانی تحصن نمایندگان مجلس نیامدند؟ درست مانند آقای خاتمی که هر بار در مورد نقش ایشان در جنبش اصلاحات پرسیدند به صورت کلی گفتند که جامعه مدنی قهرمان پرور نیست و مردم نباید دست روی دست گذاشته و منتظر قهرمان باشند. این که بیان یک ویژگی کلی جامعه مدنی است. مشکل آنجاست که در جامعه ای که هرگونه تشکل اجتماعی باید از هفت خوان امنیتی و بوروکراسی دولتی عبور کند، دولت و مجلس اصلاحات چه اقدامات مشخصی برای هموار شدن تشکیل نهادهای مدنی انجام داده اند؟
در اینکه محافظه کاران بنا را بر عقیم کردن جنبش اصلاحات گذاشتند، گویا جای چون و چرایی نباشد. پرسش باید از اصلاح طلبان دولتی باشد که برای باروری این جنبش چه کردند.

نوشته شده توسط پویا در 08:13 PM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
پراکنده ها: از دلتنگی ها تا "مردانگی"
موقعیت بحران کشور ما در رسانه های اروپا - نگرانی ازتکرار جریان "توپهای آگوست"
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661