![]() |
|
|
« خبرهای مربوط به انتخابات و |
صفحه اصلی
| اتحاد جمهوریخواهان ایران همایش سه »
January 17, 2004
پگاه آهنگراني و رويا نونهالي ![]() مصاحبه ای بود در مجله فیلم با یک هنرپیشه جوان به نام پگاه آهنگرانی. مثل اینکه معروف ترین فیلم او «زندان زنان» است. اما سوالی بود از او، اینکه چرا گفته بودی دیگر به خاتمی رای نمی دهی؟ پاسخ او این بود که «حس می کنم با ما روراست نبوده اند». البته منظور او کلی بود نه اینکه شخص خاتمی روراست نبوده است. این جوان هم از آنانی بوده که برای انتخاب خاتمی تلاش می کرده است و امیدها داشته است. و امروز پس از چند سال به این نقطه رسیده است. شکی نیست جوانی که پا به میدان زندگی می گذارد، هنوز دربند «رو راستی» است. همان که ما سادگی و صداقت می گوییم. اما موضوع این است که چه چیز جوان امروزی ایرانی را به چنین جایی می رساند. تازه باید این را هم در نظر بگیریم که امثال این هنرپیشه ی جوان که به هر حال امکاناتی دارند و معروفیتی و شاید از دیگر جوانان هم سن و سال خود هم آینده ی بهتر و معلوم تری در پیش رو، چندان زیاد نیستند. حال می توان تصور کرد که حال و روز بقیه این نسل چگونه باید باشد. شاید برای این جوانان، این مهم نباشد که حالا ما پس از این 7-6 سال هنوز به مقصد نرسیده ایم. به نظر می رسد آنچه این نسل را آزار می دهد اینست که حتی کوره راهی را هم به حل مشکلات نمی بینند. شاید اگر زمینه ی شرکت و فعالیت اینان در زندگی اجتماعی خودشان فراهم می شد، در می یافتند که می توانند برای آینده ی بهتر و آزاد و پر امید خودشان تلاش کنند. مشکل آنجاست که زمانی به هر دلیلی سخنان زیبایی به آنان گفته شد و وعده هایی و در طول زمان دریافتند که خود آنان گویا پیگیر تر از کسانی هستند که مسئولیت را به عهده گرفته اند. آن میتینگ های پرشور همین جوانان را در امجدیه و دانشگاه ها به یاد بیاوریم. باید فکر کرد که براستی چه چیز موجب این سردی و بی تفاوتی شده است؟ توطئه ها و سرسختی محافظه کاران را اگر فقط بدانیم که همین سرسختی ها و توطئه ها را این جوانان به چالش طلبیده اند. پاسخ شاید در آنجا باشد که به این نسل پر تعداد و پر شور اجازه و فضای شرکت فعال در زندگی اجتماعی و سیاسی خودشان داده نمی شود. هر چقدر هم ما بهانه برای کم کاری ها و مماشات های و ناپیگیری های خودمان پیدا کنیم (که آن مشکلات واقعا هم سد راه بوده و هستند و خواهند بود) باید بپذیریم که این نسل حس می کند که به امید و شور و پشتیبانی و تحمل اش در مقابل فشارها بی توجهی شده است و آنچه روزی از او طلب کرده اند عملا همان ورقه ی رای او بوده است. حالا همه ی اینها را بگذاریم در کنار مشکلات اقتصادی و خانوادگی و ببینیم چه مخلوط عجیبی در کار است. چه راهی برای امیدوار و فعال کردن این نسل سرخورده وجود دارد؟ آقای سعید حجاریان در مصاحبه ای می گوید: « - به عنوان آ خرين سئوال فكر مي كنيد ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس هفتم در شهرهاي بزرگ از جمله تهران چقدر باشد؟ - در شرايط فعلي ۱۰ تا ۱۵ درصد خواهد بود مگر آن كه اتفاقاتي خاص بيفتد!» در جستجوی مصاحبه ی یاد شده با پگاه آهنگرانی بودم که به این مصاحبه ی دیگرش بر خوردم. پایان این نوشته را از زبان خود او به عنوان یک جوان از خیل میلیونها بخوانیم: « ● به نظرت نسل سوم در فيلم (زندان زنان - پویا) درآمده است ؟ ● كاملاً. اين كه فضاي زندان چقدر پر از دختران است... چقدر جرمها فرق ميكند و اگر جرمهاي گذشته، كار سياسي يا اعتياد يا قتل بوده جرم اينها كارتون خوابي يا فرار از خانه است. اين كه ما ميبينيم چقدر رفتار اينها با طاهره متفاوت است و چقدر اينها ميتوانند به همه بفهمانند كه زير نظر هيچكس نيستند. اين بيهدفيهاي نسل ما به نظرم در فيلم خيلي خوب درآمده است. انرژي زيادي كه نسل ما دارد و نميداند با آن بايد چكار بكند. خود من هم ـ حتي با وجود داشتن يك خانواده هنرمند ـ نميدانم با اين انرژيام بايد چه كنم؟ هيچ كار خاصي در روز انجام نميدهم. همه اينها در فيلم درآمده و درست سرجاي خودش قرار گرفته است. ● خودت را جزو كدام بخش از نسل سوم ميداني؟ جزو آنهايي كه به پوچي رسيدهاند و فكر ميكنند بايد فكر حالايشان بايد باشند، يا نه... جزو آنهايي كه ميخواهند مثل نسلهاي قبل، براي خود آرماني داشته باشند؟ ● بين اين دو ماندهام. آرمان را ميبينم اما آنقدر همه راهها بسته است كه هيچ نقطه روشني را نميبينم تا بتوانم به آن برسم. اگر فرصتي دست دهد، مطمئناً از ايران خواهم رفت.» نوشته شده توسط پویا در 12:45 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: