![]() |
|
|
« «توجه کنید که دو لینک |
صفحه اصلی
| صداقت. صداقت تاریخی. همه ی »
January 25, 2004
لیلا متن فارسی مقاله ای ![]() لیلا متن فارسی مقاله ای را در باره ی جهانی سازی که خودش پیش از این ترجمه کرده بوده است در وبلاگش آورده است. بی اختیار یاد شعر «قناری گفت ...» احمد شاملو افتادم. براستی سهم این یا آن انسان یک جامعه ی فقیر و عقب افتاده که هنوز در تنگنای قرون درگیر تلاش بیهوده برای تامین نیازهای اولیه ی خود است، از این گونه جهانی شدن چیست؟ چه راهی باید جست برای تقسیم عادلانه ی دستآوردهای جهانی شدن؟ پاسخ ساده نیست. نه آنقدر ساده که هنوز بعضی می پندارند. باید ایستاد، تلاش کرد، خون دل خورد و لحظه ای جستن را فراموش نکرد. در بحبوحه ی جنگ آمریکا و عراق مقاله ای از روزنامه ی واشینگتن پست ترجمه کردم که همان موقع در سایت «ایران امروز» منتشر شد. مقاله به خوبی نشان میداد که چه مسائلی در پس پرده ی این علاقه ی مفرط به ایجاد دموکراسی در عراق وجود دارد. کسانی که بیش از همه بر آتش آغاز جنگ می دمند آنهایی هستند که در هیئت مدیره ی شرکت هایی نشسته اند که پروژه های بازسازی عراق را از آن خود می کنند. پروژه هایی که درآمد نفت عراق پایه های مالی آنهاست. بد نیست اگر بتوان مطالعه ای در این باره کرد، حالا که پروژه ها میان پیروزمندان «تقسیم» می شود. اما فکر می کنم شاملو تمام گفته ها را چه زیباتر و گویاتر گفته. هر چند که برای آگاهی نیاز به آمار هم هست و دانش. شناخت آدمی از حقیقت چون یک شبکه ی درهم پیچیده از دانشها و تجربه هاست. اما گویا شاعری باید، تا بتوانی دانسته هایت را «حس» کنی. گویا شاعری باید تا از دانسته هایت برداشتی درونی به تو بدهد. قناری گفت... قناری گفت: - کره ی ما کره ی قفس ها با میله های زرین و چینه دان چینی. ماهی سرخ سفره ی هفت سین اش به محیطی تعبیر کرد که هر بهار متبلور می شود. کرکس گفت: - سیاره ی من سیاره ی بی هم تائی که در آن مرگ مائده می آفریند. کوسه گفت: - زمین سفره ی برکت خیز اقیانوس ها. انسان سخنی نگفت تنها او بود که جامه به تن داشت و آستینش از اشک تر بود. احمد شاملو نوشته شده توسط پویا در 10:05 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: