« در جریان تحصن نمایندگان مجلس، | صفحه اصلی | امروز بیشتر خبرهای مربوط به »
January 30, 2004
خواستم خبر کوتاه درباره ی

خواستم خبر کوتاه درباره ی بازماندگان بم را در آخر بیاورم ولی گفتم چرا؟
در خبرها خواندم که: « از ابتداي وقوع زلزله تا کنون هفده نفر در شهر بم دست به خودکشي زده اند. به نوشته روزنامه حکومتي ياس نو, اسماعيلي رئيس شوراي شهر بم نيز از افزايش تعداد خودکشي در اين شهر خبر داد و گفت هنوز امار دقيقي از تعداد افرادي که خودکشي کرده اند در دست نيست»
در کشورهای پیشرفته پس از هر حادثه ای در محل کار یا زندگی مردم، بلافاصله تیم های روان درمانی و مددکاری اجتماعی تشکیل می شوند تا به بازماندگان حادثه و حتی کسانی که غیر مستقیم درگیر بوده اند کمک تخصصی کنند که راحت تر بتوانند بر آثار روحی پس از حادثه غلبه کنند. اما وقتی که کیسه ی برنج و پتوی اهدایی به بم از بازارهای تهران سر در می آورند، چه کسی به فکر سلامت روحی بازماندگان است؟

در خبرهای پنج شنبه ی سایت «امروز» آمده بود که تایید صلاحیت برای انتخابات مجلس شورا هم قیمت دارد. چیزی حدود 10 تا 30 میلیون تومان. همین نشان می دهد که مردم سالاری برای آقایان چقدر ارزش دارد. کسانی که این چنین مقام قانونگذاری را به حراج می گذارند، با منافع کشور و مردم چه می کنند؟
یادم هست یکی از آقایان موتلفه گفته بود در مملکت اسلامی تجارت و کاسبی بیشترین ارزش را دارد که این دو صنف در نظر خدا حبیب هستند. حالا از همه چیز این حرف که بگذریم، درباره ی بی مرزی حد کاسبی چه می توان گفت؟ گویا از نظر آقایان فرقی میان فرش تبریز و حبوبات و مقام قانونگذاری نیست.

حالا این را بگذاریم کنار خبرهای مسافرت آقای روحانی برای مذاکره با مقامات آمریکایی. آنجا در پشت درهای بسته چه قول و قرارهایی گذاشته می شود.
علم وزیر دربار شاه در یکی از یادداشت های روزانه اش می نویسد که با شاه مشغول مذاکره درباره ی امور روابط خارجی بوده و در همان زمان وزیر خارجه ایستاده در پشت در، از همه چیز بی خبر و در انتظار یک دیدار تشریفاتی با شاه. خود علم می نویسد: «وزیر خارجه ی بیچاره». سفر و مذاکرات اقای روحانی هم خارج از چارچوب دولتی بوده است و شاید در موقع گزارش به رهبر، آقای رئیس جمهور و وزیرش در پشت در ایستاده باشند.

بهزاد نبوی گفته است: «... ما با بيگانه در ارتباط نيستيم بلكه شماييد كه با بيگانگان ارتباط داريد. اگر مي‌خواهيد با بيگانه وارد معامله شويد و گفته باشيد كه اجازه بدهيد كه ما قلع و قمع كنيم و بعد رابطه را با شما هم درست مي‌كنيم ...». مثل اینکه همه چیز و از همه مهم تر مردم دور زده می شوند برای معامله های پشت پرده.
آیا می توان جز این انتظار داشت وقتی که شفافیتی در کارهای کشور نیست و همه چیز توسط نهادهای غیر انتخابی بریده و دوخته می شود؟





نوشته شده توسط پویا در 10:35 AM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
لابلای اخبار جنگ در کنگو آدم ها نشسته اند - قربانیان
نمایش اعتراف عشا مومنی + ما فکر می کنیم به همه کلک می زنیم
فکرهای روز برنده شدن اوباما در انتخابات آمریکا
خویشاوندی پنهان - کتاب تازه ی آرامش دوستدار
آزمایش در جنگل
روزنامه نگار و گزارش از زندگی مردم - آنا پولیتوفسکایا
لغو اعدام نوجوان ها به قانون احتیاج دارد نه فقط بخشنامه + رابطه ی "مردانگی" با خشونت و غیرت
پیامبران "مدارا"، میزبانان نشست دین در دنیای معاصر- جلوه گری های بی مسمّا
لباس گلشیفته فراهانی، چرا قبا و گیوه ی مردانه نه؟ چارچوب های مرد-محور
بر طرف کردن موانع- خیانت و خدمت از نظر آقای خاتمی

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661