« خبرگزاری ایلنا یکی از معدود | صفحه اصلی | خبر احضار خانم شادی صدر »
February 07, 2004
موضوع رد صلاحیت ها و

موضوع رد صلاحیت ها و اعتراض نمایندگان مجلس و سرانجام استعفای آنها و اعلام عدم شرکت در انتخابات اسفند ماه موجب ادامه و تعمیق بحران درون حکومت شده است. ارزیابی برخی این بود که این یک بازی ساخته شده است برای گرم کردن تنور انتخابات و کشیدن مردم به پای صندوق ها. بسیاری از این تحلیل گران از دوم خرداد نه به عنوان یک جنبش برآمده از درون جامعه که به عنوان یک پروژه ی ساخته شده یاد می کنند. تعمیق بحران نشان داد که همه چیز را با عبارت «دعواهای ساختگی» نمی توان توضیح داد.

اما موضوع نوشته ی من همین گسترش بحران است. دخالت رهبر به سود محافظه کاران و کشاندن کار به تکفیر و حرام شرعی خواندن اعتراض نمایندگان نشان داد که اینبار محافظه کاران عزمشان را برای یکپارچه کردن و قبضه ی کامل قدرت جزم کرده اند. ولی بی توجهی نمایندگان به فتواهای شرعی رهبر جمهوری اسلامی هم نشان داد که دیگر خواستها و اعتراضات موجود در جامعه را نمی توان با این روشها ساکت کرد.

من فکرمی کنم محافظه کاران با پشت گرمی به سه عامل اینطور برای قبضه کردن کامل همه ی کوشش شان را به کار گرفته اند.
اولین و مهمترین عامل، حسابی است که روی بی تفاوتی مردم و سرخوردگی آنها از اصلاح طلبان حکومتی باز کرده اند. چهارسال پیش آنها می دیدند که یک جنبش اجتماعی وسیع در پشت نمایندگان است و میزان مشارکت و حساسیت مردم به قدری بود که سرانجام مجبور شدند هم بسیاری از اصلاح طلبان را تایید صلاحیت کنند و هم انتخاب آنها را بپذیرند. اینبار اما تصور می کنند که می توانند روی سرخوردگی مردم حساب بزرگی باز کنند. سرخوردگی مردم از اصلاح طلبان حکومتی چیزی نیست که بتوان کتمان کرد و خود اصلاح طلبان حکومتی هم بارها این را گفته اند. اما این هم هست که دلیل سرخوردگی مردم، دقیقا به این خاطر بوده است که آنها ریشه ی مشکلات اجتماعی و اقتصادی کشور را می دانند و به خوبی درک کرده اند که بدون تغییر بنیادی ساختار سیاسی و پایان تقسیم مافیای قدرت، هیچ مشکلی حل نخواهد شد. مردم دیگر بخوبی می دانند که آقایان و آقازادگان چه نقشی در نابسامانی اقتصاد و مشکلات اجتماعی دارند. پس روی این بی تفاوتی و سرخوردگی مقطعی تکیه زدن، دیر یا زود موجب «شنیدن صدای مردم» خواهد شد.

عامل دوم را می توان سرکوب داخلی دانست. اما سرپیچی نمایندگان مجلس نشان می دهد که این روشها حتی دیگر در مورد خود حاضران در حکومت هم کارساز نیست. با تهدید و بگیر و ببند تا جایی می توان کار را از پیش برد. اما وضعیت امروز نشان می دهد که هر چه بگیر و ببند شدیدتر می شود، بی پروایی طرف مقابل هم بیشتر می شود. اگر تا دیروز دانشجویان در خیابانها خواهان تغییرات بنیادی و ساختاری بودند، امروز در خود مجلس شورا کار به تحصن و استعفا کشیده است. آنهم با وجود تهدید و تکفیر.

عامل سوم هم امیدواری به روابط بین المللی است و دادن امتیاز به خارج در قبال پشتیبانی و یا حداقل سکوت کشورهای اروپای غربی و آمریکا. آقایان دیگر علنی می گویند که اطمینان های لازم را به کشورهای غربی داده اند. نهادهای انتخابی و قابل کنترل مردم هم در جریان وعده و وعیدهای آقایان نیستند و معلوم نیست چه اطمینان ها و امتیاز هایی داده می شود. اما آیا محافظه کاران روی همه ی اینها می توانند حساب کنند؟
دولت های اتحادیه ی اروپا و آمریکا بخوبی می دانند که پایه ی اجتماعی آقایان در جامعه بیشتر از 10 یا 15 درصد نیست. این کشورها همچنین از جدایی عمیق جامعه از نهادهای حکومتی و ساختار لرزان و بی اطمینان حکمرانی آقایان آگاه هستند.

شاید همه ی اینها که نوشته شد بیان کلی واقعیت هایی بود که در جریان است. اما گاه لازم است که در میانه ی راه ایستاد و نظری کلی بر راهی که طی شده و راهی که باقیست انداخت. شاید بتوان گفت که بحران کنونی تازه آغاز راهی تازه است. راهی که از روز پس از انتخابات آغاز می شود.




نوشته شده توسط پویا در 11:16 AM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
دگرانديشان
Neveshteye emrooz
Tozih ...
سرشار شدن تن و روح در کرت
چرا این قانون "حمایت" از خانواده، قانون من نیست؟
سیاست ایرانی یا Politics of the Absurd ؟
اعدام یک روزنامه نگار و وبلاگ نویس - دستگیری، محاکمه و اعدام پشت درهای بسته ی حکومتی
باج گیرهای جوان - شغل جدید قربانیان؟
از لایحه ی خانواده تا منجلاب فساد - معیار سنجش قوانین ما کجاست؟
ارزش درک اندیشه ی جدید - باز هم به یاد دکتر آدمیت

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661