هر سال که روزهای 21 و 22 بهمن می رسد نمی توان به خاطرات آن روزهای پرشور و خروش نیاندیشید. به روزهایی که همین شور و خروش بیشتر از آن بود که بتوان به روزهایی که در پس راهند فکر کرد. اما روزهای بهمن بخشی از چالش تاریخی جامعه ایرانی برای رسیدن به آزادی و حکومت قانون و عدالت اجتماعی است. همانطور که روزهای جنبش مشروطیت بود و همانطور که روز28 مرداد بود. یعنی یک دوره ی فراز و نشیب. روزهای شادی و شور در مشروطیت و بهمن 57 و روزهای اندوه و وحشت و دریغ در 28 مرداد 32 .
امروز 25 سال پس از بهمن 57 هنوز خواست های تاریخی مردم پابرجاست. خواستهایی که دستیابی به آنها در بهمن 57 چقدر آسان و در دسترس جلوه می کرد و واقعیت تلخ نشان داد که چقدر مشکل و دور بوده اند.
درباره ی آنچه همه پس از روزهای انقلاب کردند یا نکردند بسیار می توان نوشت و باید موضوع فکر و تجزیه و تحلیل ما باشد تا بار دیگر همه چیز در یک شور عمومی به بازی گرفته نشود. اما 21 و 22 بهمن بخشی از تاریخ آزادیخواهی جامعه ی ایران است. تاریخ روند تجربه هاست. تجربه های تلخ و شیرین. و گاه بهای یک تجربه را نسل ها می پردازند. و نسل ما که بعضی آن را «نسل سوخته» می نامند هنوز بهای سنگینی این تجربه را می پردازد..
دوم خرداد هم بخش دیگری از این چالش آزادیخواهی بوده است. روزهایی فرزندان نسل جوان بهمن 57 با شوری دیگر جنبشی دیگر آفریدند و امروز پس از 7 سال به قضاوت وعده دهندگان نشسته اند و بدون شک به قضاوت انتخابی که کرده اند. اما این روزهای یاس و سرخوردگی امروز می تواند شکوه تلاش آن روزها را بپوشاند؟
تجربه ی پس از بهمن 57 قدر و منزلت آزادی پایمال شده را به مردم آموخت. امروز نسل بعد در حال قضاوت و آموختن دوم خرداد است. این نامه ها ی دانشجویان را در اینجا و اینجا بخوانید.
نظرهای نوشته شده: