موضوع آمار واقعی شرکت مردم در انتخابات اول اسفند هم گویا مانند بسیاری مسائل دیگر در مارپیچ های تبلیغاتی افتاده است. آنها که انتخابات را تحریم کرده بودند از بیست درصد بیشتر را نمی پذیرند. آنها که در حرف برای داغ شدن تنور انتخابات می دمیدند از 60% کمتر را نمی پذیرند و آمار وزارت کشور که حد وسط را گرفته است و به 50% راضی ست.
اما فکر می کنم به حرفهای نماینده ی شجاعی مثل خانم حقیقت جو که می ایستد و رو در روی آقایان حرفش را می زند بیشتر می توان اطمینان کرد:
« انتخاباتی كه عليرغم ادعاها و چشم بندی هائی كه بازی كرده اند در سرانجام آن می رود تا 190 كرسی مجلس را با 10 درصد آرای ريخته شده به صندوق ها دراختيار منصوبين رهبر و شورای نگهبان بگذارد. شورای نگهبانی كه بجای وزارت كشور و مراكز آمارگيری شمار جمعيت رای دهنده ايران را نزديك به 3 ميليون بالا و پائين می كند تا شمار شركت كنندگان درانتخابات را از مرز 50 در صد بگذراند. صندوق هائی كه از درون آنها 16 در صد آراء باطله و سفيد بيرون آمده است و بردن مردم به پای صندوق های رای علاوه بر يورش تبليغاتی و ايجاد انواع دلهره های خارجی و داخلی، استفاده ابزاری از زنان، وعده های ملی و... آلوده به رشوه، وعده وام مسكن، تهديد سربازان و بسيجی ها، ورود بيش از 2 ميليون شناسنامه سفيد از پاكستان و .... است.»
اگر حرفهای ایشان درست باشد، وزارت کشوری که انتخابات فرمایشی را نه تنها برگذار می کند بلکه افزایش تقلبی آرا را هم تایید می کند، می تواند بازوی اجرایی یک دولت اصلاح طلب باشد؟ آنهم با 22 میلیون رای مردم؟
همین پرسش ها ی مردم نبود که روند اصلاحات را به اینجا کشاند؟
نظرهای نوشته شده: