« مدت زیادی است که در | صفحه اصلی | به دنبال نوشته ی شاهرخ »
April 04, 2004
من فکر می کنم موضوع

من فکر می کنم موضوع مهاجرت اقوام آریایی به منطقه ی جغرافیایی که ایران نام دارد، طوری در کتاب های درسی و فرهنگ معاصر ما جلوه داده شده است که گویی این اقوام از حدود 1000 سال پیش از میلاد به یک فضای خالی از تاریخ و فرهنگ پای گذاشته اند. همیشه اینگونه وانمود شده است که فرهنگ و تمدن ایرانی به دست اقوام آریایی بنیاد گذاشته شده است. از آنجا که هیچ فرهنگ و تمدنی نمی تواند یکباره در تاریخ ظاهر شود برای من مهم بود که تاریخ ماقبل آریایی در این منطقه ی جغرافیایی چه بوده است.

می دانیم که شاخه ی ایرانی اقوام آریایی از حدود هزار سال پیش از میلاد از آسیای مرکزی به ایران کنونی وارد شدند. مادها در غرب، پارس ها در منطقه ی فارس و پارت ها در شمال خراسان جای گرفتند. اما موضوع وجود تمدن فرهنگ در این منطقه بسیار پیشتر از این ها شکل گرفته بود. تمدن عیلامی به تنهایی دو هزار سال پیش از هخامنشیان بر مناطق گسترده ای در حدود لرستان کنونی حکمرانی داشتند و ساختار جوامع آنها طوری بوده است که بدون وجود یک فرهنگ و تمدن جا افتاده امکان وجود نداشته است. حتی هخامنشیان پس از بدست گرفتن قدرت، کتیبه های خود را به این زبان هم می نوشته اند. به یاد داشته باشیم که در این دوران حکومت عیلامی وجود نداشته است ولی فرهنگ آنان باقی بوده است. اما باز این فرهنگ عیلامی هم بر فرهنگ بین النهرینی و بویژه سومری متکی بوده است.

از تاثیر این فرهنگ های بین النهرینی و ماقبل آریایی بر آریاییان می توان به چند جلوه ی مهم فرهنگ و تمدن اشاره کرد.
از باورهای دینی آغاز کنیم. در اوستا و کتیبه های هخامنشی به تثلیث «اورمزد، ناهید و مهر» اشاره می شود که ریشه در باورهای عیلامی و تثلیث «هومبان، کری ریشه و اینشوشینک» دارد. و بوبژه اینشوشینک که بیشترین تاثیر را داشته است (او به گفته ی دکتر مهرداد بهار «پدر مستضعفان» خوانده می شده است) و بعدها در آیین مهری (Mehr ) جای خود را به مهر داده است. و تازه این باور عیلامی خود ریشه در باورهای عصر مادرسالاری بسیار پیشتر از آغاز تمدن عیلامی دارد. مثلا در عصر مادرسالاری این «کری ریشه» ی مونث بود که خدای بزرگ بشمار می رفت اما در نزد عیلامیان و در عصر پدرسالاری نقش خدای بزرگ به «هومبان» مذکر که همسر «کری ریشه» بود واگذار شد.

یکی از آداب دینی مادها این بوده است که جنازه های مردگان خود را روی کوه می گذاشته اند تا پرندگان گوشت آنها را بخورند و از استخوان رها کنند. این آداب در فرهنگ اقوام هند و ایرانی وجود نداشته است و ریشه در فرهنگ اقوامی داشته است که بیش از هزار سال پیش از مادها در ایران ساکن بوده اند (اقوام کسپی Kaspi ).

از جلوه های دیگر این تاثیر می توان از لباس مادها یاد کرد که برگرفته شده از لباس اقوام بین النهرینی بوده است. و موضوع دیگر خط میخی است که ابتدا مادها و سپس پارس ها به کار گرفتند و خود این خط منشا سومری دارد. نقش اهوره مزدا هم که همان نقش معروف با دایره ای در وسط و بالهای باز است ریشه ی بین النهرینی دارد و بعد ها به دین زرتشتی راه پیدا کرده است. مثلا این نقش در کتیبه های آشوری پیش از آریایی ها حک شده است.

حتی برپایی جشن نوروز که عید بهاره بوده است (در کنار جشن مهرگان که عید پاییزه بوده) بسیار پیشتر از مهاجرت اقوام آریایی در ایران برگزار می شده است.

موضوع مهم دیگر «فره» پادشاه است که همان هدیه ی خداوندی به نماینده اش بر روی زمین است که حق سلطنت دارد. این موضوع «فره» سلطنت موضوعی بوده است که تا همین 25 سال پیش هم در قانون اساسی آمده بود. و اصولا این دایره ی تکرار استبداد گویی همیشه مشروعیت خود را از مرجعی الهی می گرفته است که امروز هم ادامه دارد. این توجیهات ریشه در باورهای دینی و سیاسی بین النهرینی دارد که نمونه ی آن همین حکومت واحد سیاسی-دینی در تمدن آشوری است. در حالی که در باورهای هند و ایرانی نظام دوگانه ی حکومت و روحانیت برقرار بوده است.

همه ی اینها برای این بود که اشاره ای کوتاه کرده باشم به کنجکاوی خودم در باره ی «کیستی» و «چیستی» ما که ایرانی خوانده می شویم. ریشه های فرهنگی و تمدنی ما در کجاست؟ و مهمتر از آن دریافت اینکه فرهنگ ها در تغییر دائمی هستند و هر فرهنگی، ریشه نه در مطلق ها که در کنش و واکنش با فرهنگ های پیش از خود دارد. و اینکه ما امروز در این چرخش فرهنگی که قرار گرفته ایم چگونه می توانیم گره های پدرسالاری و استبدادپذیری ریشه دار را باز کنیم. که در چرخش بعدی تاریخ، نه به دنبال ناجی و پدری به شکل و شمایلی دیگر که به دنبال خرد جمعی و انسانی خودمان باشیم. شاید این دایره ی استبداد در جایی از تاریخ از هم بگسلد.

نوشته شده توسط پویا در 08:15 AM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661