نوشتن از سفری در اعماق تاریخ ساده نیست. حداقل نه وقتی که هنوز خودت در ژرفای جان لحظه های گذشته را دوباره وارسی می کنی. سفری نه فقط در تاریخ بخشی از تمدن انسانی. همچنین سفری درونی در خاطرات نوجوانی. آنگاه که در خانه ی نیکوس کازانتزاکیس نشسته ای و دست نوشته های «زوربای یونانی» را تماشا می کنی یا قهوه ای که در قهوه خانه ی سر کوچه ی او می نوشی و رایحه ی گل های یاس کوچه را در تن و جان می ریزی.
در بازگشت دیدم که دوستان سایت های مختلف لطف کرده اند و فلش «کودکان کار» را منتشر کرده اند که در این آدرس قابل دیدن است:
http://www.iran-emrooz.de/flash/present.htm
نامه های محبت آمیز هم کم نبود. که جای خوشحالی دارد و اینکه صدای آدمی در این فضای مجازی گم نمی شود.
و اینهم نغمه ای از میکیس تئودوراکیس به نام IHA FITEPSI MIA KARDIA که برای گذاشتن در این وبلاگ انتخاب کرده ام.
نظرهای نوشته شده: